شهید منصور رضائی
شهید عیسی منفرد ایده لو
شهید نوروزعلی سلیم نژاد
شهید حسین رضائی
شهید یدالله ابراهیمی
شهید یوسف شهبازپور
شهید ابوالقاسم صبری
شهید علی شهبازی
شهید عبدالله طهماسبی
شهید اباذر عظیم پور
شهید عزیز سلیم نژاد
شهید جاویدالاثر فریدون اسماعیل نژاد
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • ولادت حضرت علی (ع)

    به سیزده از رجب گشت عیان شاه دین
    کعبه شد از مولدش قبله‏ ی اهل یقین
    مطلع آن نور پاک فاطمه بنت اسد
    شاهد آن بی‏ مثال طلعت آن بی‏ قرین
    درگه علم رسول منبع فیض ازل
    مظهر نور خدا چهره‏ ی آن نازنین
    کتاب ناطق علی است مهتر پاکان علی است
    شاهد خوبان علی است هو النذیر المبین
    بهشت و حور و قصور دوستی مرتضی است
    خلق بهشتی شوند ز مهر آن مه جبین
    به دفتر حُسنِ دوست آیت اعظم علی است
    مظهر کُل الجمال معنی حبل المتین
    ما به هوای رُخت در طلبِ جنتم
    ای رخ زیبای تو روضه‏ ی خلد برین
    الهی از عشق اوست در دو جهان سرافراز
    دولت وصلش مراست به ز بهشت برین
    (حکیم الهی قمشه ای)


    و خدا علی (ع) را آفرید



    بنا به نوشته مورخین، امام على(ع) در روز جمعه 13 رجب سال سى‌‏ام عام الفیل و در خانه‌ی خدا متولد شدند.
    پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف (عموی پیامبر(ص)) و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود. بنابراین امام على(ع) از هر دو طرف هاشمى نسب است.
    مادر این حضرت، خداپرست بوده و با دین حنیف ابراهیم زندگى می‌كرد و پیوسته به درگاه خدا مناجات كرده و تقاضا می‌نمود كه وضع این حمل را بر او آسان گرداند.
    فاطمه بنت اسد، مادر امیر المؤمنین(ع)، در حالی كه هنگام تولد فرزندش فرا رسیده بود به زیارت خانه‌ی خدا رفت و گفت:
    "خدایا من به تو و به آن چه از رسولان و كتاب‌ها از جانب تو آمده‏اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می‌كنم و اوست كه این بیت عتیق را بنا نهاده است. به حق آن كه این خانه را ساخته و به حق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان"
    در این هنگام به فرمان خدا، دیوارهای خانه‌ی خدا (كعبه) شكافت و فاطمه به درون خانه رفت و دیوار به هم بر آمد. فاطمه پس از سه روز بیرون آمد و در حالی كه امیرالمؤمنین(ع) را در بغل داشت، گفت من به خانه خدا وارد شدم و از میوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بیرون آیم هاتفى ندا كرد: "اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى می‌فرماید من نام او را از نام خود گرفتم و به ادب خود تأدیب‌اش كردم و او را به غامض علم خود آگاه گردانیدم و اوست كه بت‌ها را در خانه من می‌شكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان می‌گوید و مرا تقدیس و پرستش می‌نماید. خوشا بر كسی كه او را دوست داشته باشد و فرمانش را اطاعت كند و واى بر كسى كه با او دشمنی كرده و از او نافرمانی كند."
    و چنین افتخاری منحصر به فردى كه براى على(ع) در اثر ولادت در درون كعبه حاصل شده است برای احدى از عموم افراد بشر به دست نیامده است.
    در بعضى روایات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل (پیش از آن كه به دستور نداى غیبى، نام علی را برای آن حضرت برگزیند) نام وی را حیدر انتخاب كرده بود؛ و چون نام آن حضرت على گذاشته شد، "حیدر" یكی از القاب آن حضرت گردید. از دیگر القاب مشهور آن حضرت " اسدالله، مرتضى، امیرالمؤمنین و اخو رسول‌الله" بوده و كنیه‌های ایشان نیز "ابوالحسن و ابوتراب" است. همچنین فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم(ص) نیز به منزله‌ی مادر بوده و از اولین گروهى است كه به آن حضرت ایمان آورد و به مدینه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم(ص)، پیراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و بر جنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقین فرمود و دعا نمود.





    موضوع: ولادت و اعیاد مذهبی،
    برچسب ها: امام علی، رجب، شعر،
    [ چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 ] [ 11:57 ق.ظ ] [ کریم شیرینی ]

    عید قربان



    قربان، جلوگاه رهایی از نفس - عید قربان عید همه پاکی هاست.

    منا، مکه مکرمه – زائر خانه خدا که از عرفات به مشعر و از مشعر به منا، ره می سپارد، به موعد عید قربان که می رسد از خویشتن خویش آزاد می شود، زیرا عید قربان، عید رهایی از وابستگی و تعلقات است.

     

    عید قربان، روز کامل شدن خویشتن خویش است و روز رهیدن از خویشتن خویش نیز است و در این طریق روز رسیدن به اوج دلداگی نیز محسوب می شود.

    حال که وادی عرفات که مرحله شناخت است را با ذکر و دعا و خودشناسی پشت سر نهاده ای و مشعر را که محل شعور و آگاهی است، تجربه کرده ای و سلاحی برای مبارزه با شیطان اندوخته ای، اکنون به منا رسیده ای که سرزمین رسیدن به عشق و دلباختگی است.

    عید قربان، امروز فرا رسید و زمان رهایی از هر آنچه غیر خدایی است، تجلی یافت و تو زائر منایی، درست نخستین قربانگاه مشی و طریق ابراهیمی هستی.

    عید قربان، یعنی ای زائر که تا این مرحله آمده ای از هر چه تعلق است دور شو، یعنی خود را از هوای نفس بری ساز، یعنی از حصار تنگ خودخواهی بیرون آی.

    با رسیدن به مرحله قربانی، دیگر چیزی نمانده به عشق برسی و حاجی شوی.

     

    زائر خانه خدا در این روز سبک بال می شود، زیرا اسماعیل وجودش را با هر آنچه که بدان وابسته است و همه جلوه های دنیوی دارد، قربانی می کند تا رها شود.

     

    عید قربان، جشن رهیدگی از بندگی نفس است، عید قربان تجلی گاه بندگی است و درست با همین خصوصیت است که عید قربان پاک ترین عیدهاست.

     

    عید قربان، پاک ترین عیدهاست فقط به خاطر اینکه انسانی نو متولد می شود که سرسپردگی و بندگی خدا را می پذیرد.

    عید قربان، به زائر خانه خدا در اوج شناخت و معرفت و آزادگی، بندگی خدا را دیکته می کند و ماحصل آن قرب خداست و این خود، کامل شدن بندگی است.

     

    امروز نهیب ابراهیم خلیل، از منا به گوش می رسد که ای حاجی باید از تعلقات دنیوی ببری، تعلق تو هر چه باشد، از جنس این دنیایی است، ولی تعلق من اسماعیل تنها پسرم بود که در پاسخ عشق به معبود به قربانگاهش بردم.

    میعادگاه ابراهیم، منا، برای ذبح فرزندش، آن هم جوانی برومند به نام اسماعیل بود که خود بسیاری از مسیر عبودیت را به همراه مادرش هاجر پیمود و این همراهی را نیز با همه وجودش و با رغبتی تمام با پدرش انجام داد تا رسالتی که ابراهیم بر دوش داشت به سرانجام رسد.

    امروز عید قربان است، روز اسماعیل است تا جوانمردی را به اوج برساند، آری امروز روزی است که اسماعیل مشتاقانه خود را در اختیار پدر نهاد تا در پای عشق خدایی به مسلخ رود.

     

    امروز عید قربان است، روز ابراهیم است، زیرا به بندگی کامل می رسد و آفریننده را لبیک می گوید و فریب شیطان را نمی خورد.

    و این ندای خداوند رحمان است که از طریق جبرئیل ملک وحی در وسعت منا به گوش می رسد که ابراهیم و اسماعیل، ای پدر و پسر پیامبر، هر دوی شما امتحان باز پس دادید و از این امتحان سربلند بیرون آمدید، گوسفند پاداش بندگی شماست و تو ای ابراهیم این گوسفند را به جای اسماعیل قربانی کن.

     

    این ندا، یعنی از این پس قربانی انسان در پیشگاه خدایان ممنوع است و خدای واحد تشنه خون نیست و حاجی، تو نیز که آزمون پس داده ای تا به مرحله قربانگاه برای قربانی کردن برسی، جمره عقبه، آخرین ستون شیطان را یعنی همه جلوه های شیطنت را رمی کرده ای و هوای نفس را باز پس رانده ای.

     

    حاجی، حال که قربانی کردی، اعمال تو باقی است، هنوز تمام نشده ای، به میمنت قربانی در پیشگاه خدا، خود را زینت کن و تقصیر نما.

     

    باید دوباره نیز رمی کنی، آن هم با وقوف دو روزه در منا، آن هم نه یک جمره، بلکه هر سه جمره را تا تماما کل شیطان را، با همه ویژگی هایش طرد کنی و چون به این مرحله رسیدی به اکمل اعمال می رسی.

    ولی باز خداوند از تو که حاجی شده ای، اعمال دیگری را می طلبد، خانه اش که قبله گاه همیشگی توست را باید طواف کنی و باز باید تلاش هاجر آن زن صبور سیه چرده را با سعی در صفا و مروه اجر نهی.

     

    راستی چه حکمتی در این عدد مقدس یعنی هفت است که خداوند در اعمال و مناسک حج اش، زائرش را به تکرار هفت باری اعمال دستور می دهد:

    هفت بار طواف زیارت - هم در عمره و هم در حج تمتع - هفت بار سعی در صفا و مروه...

    هفت بار رمی شیطان و هفت بار طواف نسا...

    در هر صورت امروز عید قربان است و قربان تجلی گاه تعبد است. امروز عید قربان است، روز زایش انسانی نو از دل خاکسترهای خویشتن خویش. امروز روز اثبات بندگی است و رهایی از خویشتن خویش.

     

    بر پیکر عالم وجود جان آمد

    صد شکر که امتحان به پایان آمد

    از لطف خداوند خلیل الرحمن

    یک عید بزرگ به نام قربان آمد . . .

     

    عیدتان مبارک





    موضوع: ولادت و اعیاد مذهبی،
    برچسب ها: عید قربان، منا، مکه، حج، جبرئیل، شعر،
    [ چهارشنبه 1 مهر 1394 ] [ 10:47 ق.ظ ] [ کریم شیرینی ]

    میلاد امام رضا (ع)

    بسم الله الرحمن الرحیم



    بوی خوش کدام بهار است که شامه ی زمین را می نوازد؟

    هوای پیراهن کدام یوسف است که دنیا را به سر مستی فراخوانده است؟

    این همه پروانه شناور در هوای عشق زاده کدام لبخند است؟

    ذی القعده یازدهمین روزش را چرا چراغانی کرده است؟

    روشنی از روزنه ها جاری است.خورشیدی از دامان نجمه آن زنی که حیا و دینداری اش مپال زدنی است طلوع کرده است تا سرنوشت تاریک دنیا را به روشنایی روز تبدیل کند.

    شوق در رگ های ذی القعده می دود.

    هشتمین خورشید دمیده است. همان علی نامی که آشنای تمام غریبان است. کسی که در درستکاریی به پدرش حضرت موسی بن جعفر(ع) شبیه است.

    ای مولای سبز پوشی که در دفتر شیعه مانند نداری. کاش بودی و می دیدی که این روز ها در خراسان غلغله است. فقط و فقط برای اینکه بگویند:


    صحن و ایوان تو را ای کاش جارو می زدم  چون کبوتر ها نگهبان دو چشمت می شدم



    میلاد شمس الشموس خسرو اقلیم طوس شاه انیس النفوس بر تمامی عاشقان گنبد زرد

    امام رضا(ع)

    تهنیت باد.





    موضوع: ولادت و اعیاد مذهبی،
    برچسب ها: میلاد، امام رضا، شعر، ذی القعده،
    [ سه شنبه 3 شهریور 1394 ] [ 11:10 ق.ظ ] [ مهندس مصطفی شیرینی ]

    شهادت امام صادق (ع)

    این ماتمى که چشم ملائک ز خون ترست          گویا عزاى صادق آل پیغمبرست

     

    ٢۵شوال سالروز شهادت جانگداز ششمین اختر تابناک ولایت و امامت، رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق (ع) را به محضر مقدس منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر) عج) و تمامی مسلمین جهان، خاصه شیعیان ارادتمند آن امام همام و اهالی محترم ایده لوی خلیفه لو تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.


     

     

    «مدینه» همچنان مظلوم است و ... «بقیع» مظلوم تر! رنج نامه نانوشته شیعه، بر خاك و سنگ مزار صادق آل‌ پیامبر، گویاتر از هر زمان به شِكْوه و شهادت ایستاده است...

     

    سلام من به بقیع و به تربت صادق

    سلام من به مدینه به غربت صادق

    سلام من به مدینه به آستان بقیع

    سلام من به بقیع و كبوتران بقیع

    سلام من به مزار معطّر صادق

    كه مثل ماه درخشد به آسمان بقیع


     

    السلام علیک یا جعفر بن محمد یا صادقَ البارَّ الأمین

    بدین وسیله به اطلاع عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) می رساند...

    مراسم سوگواری شهادت امام جعفر صادق(ع) در روز سه شنبه مورخ 1394.05.20 از ساعت 21 در حسینیه حضرت ابوالفضل(ع) واقع درکرج، خیابان برغان، انتهای خیابان شهید ساریخانی برگزار می شود. 





    موضوع: وفات و شهادت ائمه،
    برچسب ها: شهادت، شوال، امام صادق، حسینیه، حضرت ابوالفضل، شعر، کرج،
    [ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 03:28 ب.ظ ] [ مهندس مصطفی شیرینی ]

    بازی های بومی محلی ایده لو

    دوستان و یاران همیشگی خدمت یکایک شما عزیزان سلام و عرض ادب دارم. در ادامه بازیهای بومی و محلی دو نمونه آنرا به همراه شعری زیبا که معمولا با آمدن زمستان و برف مادر بزرگها در پای کرسی ها ودر گوش کودکان زمزمه می کنند تقد یم می نما یم.

     

    ناققیجلى یا ننقری


    فضاى محدودى را مشخص مى‌کنند. یک نفر گرگ مى‌شود و پاى خود را بالا مى‌گیرد و لى‌لى مى‌کند و به ‌دنبال سایرین مى‌رود تا آنها را بگیرد. اگر بتواند کسى را بگیرد او گرگ مى‌شود. گاه توافق مى‌شود که گرگ بتواند نوک پاى خود را زمین بگذارد، یا پاى خود را عوض کند. توافق دیگرى که در ابتداى بازى صورت مى‌گیرد بر سر این است که آیا گرگ باید یکى از بازیکنان یا همه ٔ آنها را بگیرد.




    ادامه مطلب


    موضوع: بازی ها و رسومات ایده لو،
    برچسب ها: بازی، بومی، محلی، ننقری، قایم باشک، شعر،
    [ سه شنبه 6 مرداد 1394 ] [ 09:34 ق.ظ ] [ کریم شیرینی ]

    ویژه نامه شهادت امیرالمؤمنین و لیالی قدر

    امشب، شب فرو چکیدن قطره قطره دل هاست، شب گریه ستاره هاست. امشب، زمین سیاه پوش غمی سرخ است و فردا، جاری ناله در همه سو پیداست.

    امشب دل آسمان گرفته و آرامش از همه جا رخت بر بسته است، و فردا توفان سهمناک حادثه ای تلخ، دل های مؤمنان خدا را سخت می لرزاند.

    فردا پرندگان آسمان، پروازی سیاه می کنند، پروانه ها به گل ها تسلیت می گویند و قاصدک ها، دیگر خبری از شادمانی و سرور زمزمه نمی کنند. فردا، همه جا و همه چیز به رنگ عزاست.

    این همه در سوگ و ماتم «مرتضی» است؛ او که آسمانی ترین عاشق حق بود و از ردای معطرش، ایمان می چکید و در نگاهش آفتاب می خندید. مکه از او شرف گرفت و مدینه به او افتخار می کرد. برکت دستان مبارکش، پایگاه توحید را از لوث بتان پاکیزه کرد و خیبر کفر را بازوان الهی او شکست.

    ذوالفقارش، فقرات ایثار و عشق را راست نگه می داشت. او محور حق بود و مدار ایمان و شمشیری که بر فرق مطهرش فرود آمد، جهان را سوزاند و عشق را یتیم کرد، ایمان را به سوگ نشاند و در جان ما درد و ماتم ریخت.




    آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
    یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است

    تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
    هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یا رب است




    موضوع: وفات و شهادت ائمه،
    برچسب ها: شهادت، حضرت علی، شب قدر، شعر،
    [ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 06:35 ب.ظ ] [ مهندس مصطفی شیرینی ]

    تورک دیلینده گوزل مثللر

    تورک دیلینده گوزل مثللر:


    چوخ یاشایان چوخ بیلمز، چوخ گزه ن چوخ بیلر

    آدام بئله یئرده اوتورار كی آلتینا یاش سو چیخماز

    سو بیر یئرده قالسا ایی لنر

    قانی قانی ایله یوماییب لار، قانی سو ایله یویوبلا ر

    روشوه جهنمی ایشئقلاندئرار

    سویو بولاندیریر بالیق توتا

    دالی یا قالسان دئیرلر گیج دی، قاباغا گئچسن دییرلر بیج دی.

    دانئشماق گوموشده ن اولسا، دانئشماماق قئزئلدان دئر.

    دوست باشا باخار، دوشمن آیاغا.

    زر قدرین زرگر بیلر.

    ساققالیم یوخدور سوزوم کئچمیر.

    سؤز سؤز آچار، سؤز گؤز آچار.

    سویون آخارئندان، آدامئن یئره باخارئندان گرک گورخاسان

    سئرچه ندیر کلله پاچا سی نه اولا

    قارئشقا ندیر کلله پاچا سی نه اولا

    ظولمون آخیری اولماز

    عجله ایشینه شیطان قارئشار

     قارداشلار ساواشدئلار ابله لر ایناندئلار.

    قورخموش آداما قویون باشی جوت گورونر

    گوز گوردوغوندان قورخار

    قورد آرتسا،پاخئل دا آرتار

    آتا اولماق آساندی ‏‏،آتالیق ائتمک چتیندیر

    آغریمایا‌ن باشا دسمال باغلامازلار

    ادب بازاردا ساتیلماز

    حق سوز آجی اولار

    قوردان قوتولان قلی بانیَ توش گلر

    اوجوزاَتن شورباسی اولماز

    قونشیَ اومود اولن شام سیز قالار

    دالدان داش آتان توپاقا دَیَر

    قوردن قورخان قویون ساخلیه بیلمز

    اِششَگی یورولانَ هر کیم بیر سوز دیَر

    داغ داغا یتیشمَز – آدام ـ آدم یتیشر

     

    آلله داغینا باخار قار ورر: (یانی هر کسه حدی جان بیر زاد ورر و لیاقتی اولمایان بیر آداما اله بیر زاد ورمز کی سفه لییب بیرینه یکه لیخ ادعاسی الیه،)

    چیراغ اؤز دیبینه ایشیق ورمز: (یانی بیری کی فامیلی دی یا تانیانی دی اونا منفعتی اولماز. مثلا: بیر ایشی کی طرفین علینن گلر و الیه بولر او ایشی گورسون اؤز یولداشینا یا فامیلی نه گورمز)

    قلم،قئلئنجدان ایتی دیر: (قلم،از شمشیر تیزتر است)

    قورخان باش سالیم قالار: ( سری که بترسد سالم می ماند)

    ایلان چالمئش آلا چاتی دان قورخار: (مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد)





    موضوع: دل نوشته های ایده لویی ها،
    برچسب ها: شعر،
    [ یکشنبه 14 تیر 1394 ] [ 06:35 ب.ظ ] [ کریم شیرینی ]

    سویو لِه لتمییه گین : آب را گِل نکنیم

    سویو لِه لتمییه گین:

    آشاغی باشدا دئمه، بیر گویرچین سو ایچیر،

    یا اوزاق بیر مئشه ده، قانادین سئرچه یویور،

    یا یاخین بیر کتده، ایندی بیر کوزه دولور،

    سویو لِه لتمییه گین:

    آخاجاق بلکه بو سو، چنارین آلتیندان،

    یوواجاق بلکه اوره ک آغریسینی،

    بلکه بیر یوخسول الی،

    باتیریپدیر سویا بیرپارچا قورموش چوره گی،

    بولاغین اوسته گوزه ل قیز گلدی،

    سویو لِه لتمییه گین:

    گویچگ اووز بیر داها گویچکلشدی،

    دادلی دیر گورنه بو سو!

    دورو دور گورنه بو چای !

    یوخاری کتلی لرین، اوره گی چوخ یوخادیر

    جوشار اولسون سولاری، مال لاری سوت وئرن اولسون!

    کتلرین گورمه میشم،

    اونلار اکدیک لری هر بیر چپرین آلتیندا،

    تانری نین ردّی دوشوب،

    گئجه لر،

    سوز دوزگاهینی آی اوردا ایشقلاندیراجاق

    یوخاری کتده دیمک، چینه لر آلچاقدیر

    اورداکی اینسانلار،

    آنلاییرلار که قیزیل لاله نئجه بیر گولدور،

    شبهه سیز اوردا بوتون گوی ، گوی دور،

    گوللرین آچماغینی اوردا هرکیمسه بیلیر،

    نئجه کند اولمالیدیر؟

    باغچاسی موسیقی دن دوپ دولو اولسون،

    سو باشیندا یاشایانلار، سویو چوخ یاخچی تانییلّار،

    سویو لِه لتمه دی اونلار، بیزده:

    سویو لِه لتمییه گین.

    ××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

    آب را گِل نکنیم:

    در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.

    یا که در بیشه دور، سیره‌ یی پر می‌شوید.

    یا در آبادی، کوزه‌یی پر می‌گردد.

    آب را گل نکنیم:

    شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.

    دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.

    زن زیبایی آمد لب رود،

    آب را گل نکنیم:

    روی زیبا دو برابر شده است.

    چه گوارا این آب!

    چه زلال این رود!

    مردم بالادست، چه صفایی دارند!

    چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!

    من ندیدم دهشان،

    بی‌گمان پای چپرهاشان جا پای خداست.

    ماهتاب آن‌جا، می‌کند روشن پهنای کلام.

    بی‌گمان در ده بالادست، چینه‌ها کوتاه است.

    مردمش می‌دانند، که شقایق چه گلی است.

    بی‌گمان آن‌جا آبی، آبی است.

    غنچه‌ یی می‌شکفد، اهل ده باخبرند.

    چه دهی باید باشد!

    کوچه باغش پر موسیقی باد!

    مردمان سر رود، آب را می‌فهمند.

    گل نکردندش، ما نیز

    آب را گل نکنیم...





    موضوع: دل نوشته های ایده لویی ها،
    برچسب ها: شعر،
    [ چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 ] [ 04:46 ب.ظ ] [ ابوالقاسم عبدی ]

    تصاویر قدیمی ایده لویی ها 4

    حیدر بابا، بولاخرین یارپیزی

    بوستانلارین گول بسری، قارپیزی

    ایندی ده وار داماغیمدا، داد وئرر

    ایتگین گئدن گونلریمدن، یاد وئرر

    ... هنوز حسرت خنکای سایه سارتک درخت چشمه جلیل بلاغی و " دوغرمای " خنکی  که پدربزرگ پس از کارطاقت فرسای دروی گندم با آب تگری چشمه  درست میکرد و بوی توتون درگزچی پاشابیکی و خستگی ناپذیری دایی مالک و سکوت مرموز شعبان مو بلوند و شیهه اسب سفیدش با آن یالهای بلند و بازیگوشی نادررستم پور در زمان استراحت پس از ناهار در کنار چشمه در ذهنم زنده است.

    یاد باد آن روزگاران یاد باد.........






    موضوع: تصاویر قدیمی ایده لویی ها،
    برچسب ها: تصاویر، تصویر، عکس، قدیمی، شعر،
    [ چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ جعفر اسدی ]

    میلاد حضرت علی بن ابیطالب (ع)

     

    تا مهر علی است نقش در سینه ی ما زنگار پذیر نیست آیینه ما

       تا بود چنین بود و چنین خواهد بود این است نشان عشق دیرینه ی ما

      

    به نام آنکه شعله ی عشق علی را در فانوس سینه ی پرمهرهمه شیعیان جهانروشن نمود.

    سلام بر علی،

    سلام بر عدالت علی،

    سلام بر شجاعت و شهامت و رشادت علی،

    سلام بر تو ای پدر مهربان که گنجینه ی مهر و گنجور وفایی و

    سلام بر شما عزیزانی که بر علی و آل علی صمیمانه عشق میورزید.

    آری، امروز درخت امید به بر آمد و اشخاص فضل به در آمد،آفتاب معرفت بر آمد و ماهروی عدالت در آمد.

    خجسته میلاد مولی الموحدین، امیرالمومنین، شاه ولایت، کوکب رخشان هدایت و نور پرفروغ آسمان امامت، حضرت علی بن ابیطالب (ع) را تبریک و تهنیت عرض مینماییم.

    از فرمایشات گهربار آن حضرت است که فرمودند:

    الهی کفی بی عزا" ان اکون لکعبدا" و کفی بی فخرا" ان تکون لی ربا :

    خدایا این عزت مرا بس که بنده تو هستم و فخر و مباهاتم همین بس که تو پروردگار منی.

    همچنین روز پدر را بر همه ی پدران شفیق و رفیق و صدیقو مهربان و دلسوز و زحمتکش، شادباش می گویم.

    پدر جان:

    نگاهت معنویت،

    وقارت انسانیت،

    صلابتت حرکت،

    طمانینه ات تفکر

    و بالاخره بیانت عروج می بخشد.

    تو را می ستایم و دستانپرمهرت را می فشارم.

     

     روزت مبارک  پدر جان

     

    دلت شاد و لبت خندان بماند برایت  عمر جاویدان بماند

    خدارا می دهم سوگند بر عشق هر آنخواهی برایت آن بماند

    تنت سالم، سرایت سبز  باشد برایتزندگی آسان بماند

      

    ممکن است عزیزانی باشند که از نعمت وجود پر برکت پدر و مادر بی بهره باشند، به زبان حالشان و از صمیم قلبمان ندا بر می آوریم که :

     زندگی با مهربانان یاد باد خلوت آرامجانان یاد باد

    بوسه ی مادر، گل آهنگ پدر مهربانیهای آنان یاد باد

     

     

    روحشان شاد و روانشان گرامی باد





    موضوع: ولادت و اعیاد مذهبی،
    برچسب ها: میلاد، حضرت علی، شعر، روز پدر،
    [ جمعه 11 اردیبهشت 1394 ] [ 04:48 ب.ظ ] [ مهندس مصطفی شیرینی ]
    رفتن به بالای صفحه