تبلیغات
ایده لوی خلیفه لو - مطالب مقالات ایده لویی ها
شهید منصور رضائی
شهید عیسی منفرد ایده لو
شهید نوروزعلی سلیم نژاد
شهید حسین رضائی
شهید یدالله ابراهیمی
شهید یوسف شهبازپور
شهید ابوالقاسم صبری
شهید علی شهبازی
شهید عبدالله طهماسبی
شهید اباذر عظیم پور
شهید عزیز سلیم نژاد
شهید جاویدالاثر فریدون اسماعیل نژاد
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • تاریخچه رانش زمین یا زلزله در روستا

    به طور کلی اهالی ایده لو اعتقاد دارند که زمانی در روستا زلزله ای رخ داده است که جمعیت آن به کلی یا از بین رفته اند و یا بخش باقیمانده از تلفات زلزله از روستا کوچ نموده و جمعیت دیگری بعد از این اتفاقات به روستا کوچ نموده و زندگی جدید خویش را آغاز نموده اند.

        با بررسی هایی که به صورت مصاحبه و دیدن تصاویر عوارض زمین روستا به دست آمده است، می توان گفت که تا حدی گفته های اهالی روستا در مورد وقوع زلزله تا حدی قابل قبول است.

    خبر اولی که می توان آن را بررسی نمود، خبری به صورت سینه به سینه نقل شده است که چنین است: مرحوم مشهدی شیرعلی، دایی پدربزرگ بنده یعنی مرحوم مشهدی مسیب صبری چنین خبری از سفر خود در مشهد فرموده اند که بنده سالی به مشهد مشرف شدم و روزی در حرم امام رضا (ع) با فردی برخورد نمودم که سخنان عجیبی به زبان آورد؛ وی می گفت که پدر بزرگ بنده اهل ایده لوی خلیفه لو بود و نقل می کرد که «روزی از زراعت بازگشتم و به روستا رسیدم که با مناظر عجیبی روبرو شدم؛ مشاهده نمودم که روستا به کلی آوار شده و خانه ها ویران شده است و هیچ جنبنده ای در روستا وجود ندارد.» این خبر هرچند کوتاه گرانبهاست. به هر صورت آن شخص در حرم رضوی به مشهدی شیرعلی گفت پدربزرگم از آن روستا کوچ نمود و در جای دیگری ساکن شد.

        ای کاش اطلاعات مبسوطی از این شخص به دست ما می رسید؛ فی المثل آن حادثه زلزله بوده، رانش زمین بوده و یا چیز دیگری که خود را فورا از مزرعه به آبادی رسانده و آن مناظر را دیده است! به هر صورت با توجه به اینکه هر نسلی به طور تقریبی ۳۰ سال می باشد، این حادثه تقریبا به ۱۲۰ سالی پیش بازمی گردد.

        مدعای دوم برای زلزله یا رانش زمین در ایده لو، عوارض زمین می باشد که می توان آن را بر روی کوه پیر و برخی مناطق روستا مانند زمین های کشاورزی مشاهده نمود که دو نمونه از آن را بررسی خواهیم کرد.

        نمونه اول، کوه پیر می باشد که منطقه ی مورد مطالعه ی آن باغ یلیک است. باغ یلیک تقریبا در وسط کوه پیر قرار گرفته و به طرز عجیبی مسطح می باشد.



    در این تصویر هوایی باغ یلیک با دایره ی قرمز رنگی نمایش داده شده است که به صورت یک زمین تخت و مسطح در کوه پیر جای گرفته است. هدف از این تصاویر احتمال دادن آن است که کوه پیر زمانی در گذشته و یا احتمالا تا زمان زلزله ای که آن شخص در مشهد خبر آن را داده بود، مرتفع بوده و بعد از رانش آن سطح بسیار زیادی از آن به پایین سرازیر شده است قسمتی از آن بر خانه ها فرو ریخته و مدفون ساخته است و بخشی از آن هم به صورت زمین تخت تبدیل شده است که امروزه از آن به باغ یلیک یاد می شود.


    در این تصویر هم نهایت ریزش کوه را نمایش می دهد که احتمال دارد زیر باغ یلیک و نواحی پایین تر از باغ در گذشته خانه هایی مدفون شده باشد که با کاوش های باستان شناسی می توان آزمون و خطا کرد.

        احتمال دارد درختان سنجد معروفی که ایده لو بدان شهرت یافته است با ریزش کوه در زیر آن مدفون شده باشد و امروزه چند اصله از آن در شرق باغ یلیک باقی مانده است.

        وقوع رانش زمین باز هم در دهه ۴۰ رخ داده است و اهالی آن با چشم خویش مشاهده نموده اند که برخی از عوارض زمین تغییر یافته است؛ به طوریکه بعد از آماده شدن برای رفتن به مزرعه در سحرگاه، با پدیده ی رانش زمین مواجه شده اند که یکی از مناطقی که اسیر این پدیده شده است، «زمینِ دمیرچی بلاغی» می باشد که در ادامه عکسی از رانش آن مشاهده خواهید کرد.



        به هر صورت روستای ایده لو خلیفه با پدیده هایی همچون زلزله و رانش زمین دست و پنجه نرم نموده تا حدی که روستا به کلی تخریب شده و ساکنان باقی مانده آن به نقاط دیگری مهاجرت نموده اند، و یا این تغییرات جزیی بوده است و همچون تصویر فوق فقط قسمتی از زمین دچار اشکال شده است.






    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ یکشنبه 24 دی 1396 ] [ 02:44 ب.ظ ] [ حمید رضایی ]

    قدمت سکونت انسانی در روستای ایده لوی خلیفه لو - 1

    قدمت سکونت انسانی در روستای ایده لوی خلیفه چند سال است؟

    نویسنده : جعفر اسدی

     

    با سپاس بی پایان از پدر عزیزم جناب آقای ستار اسدی که اطلاعات ارزشمندی را در اختیارم گذاشتند.



    آقای ستار اسدی 

     

    روستای ایده لوی خلیفه لو مطابق تقسیمات کشوری از توابع دهستان آلمالو، بخش نظر کهریزی، شهرستان هشترود در استان آذربایجان شرقی با مختصات جغرافیایی ٣٩.٢٥.٣٧ شمالی و ٢٣.٢٥.٤٦ شرقی می باشد.

    در باره قدمت و تاریخ سکنی گزینی در روستای ایده لو اطلاعات و منابع تاریخی روشنی در دست نیست و هر چه هست بیشتر  بر اساس شنیده هایی آمیخته با واقعیت و افسانه است که سینه به سینه نقل شده است و به ما رسیده است.

    برای کشف حقیقت هیچ راهی جز آزمون و خطا نیست و از طریق بررسی آثار بجای مانده طبیعی و ساخته دست بشر میتوان به کشف حقیقت درخصوص سوژه مورد بررسی ما - که قدمت روستا است - نایل آمد.

    آثار بجا مانده از گذشته میتواند به دو شکل مورد بررسی قرار گیرد.

     

    ۱- آثار مکتوب همانند دست‌نوشته ،سفرنامه، اوراق و مکاتبات اداری و دیوانی و عکس و غیره ..... که متاسفانه در مورد روستای ایده لو چندان اثر قابل توجه ای موجود نیست و یا لااقل تاکنون شناسایی نشده است.

     

    ۲- آثار و اماکن و ابنیه تاریخی موجود در محل  و آجرها و سکه های قدیمی کشف شده در روستا در سالیان ماضی و  بخصوص آثار موجود در گورستان روستا موسوم به یوخاری باش قبرستانق.

     

    انسان از زمانی که خود را شناخت با قراردادن تکه ای سنگ، چوب یا برجسته کردن خاک ، محل دفن همنوع از دست داده اش را مشخص کرد . تعلق خاطر انسان به همنوع و زندگی اجتماعی در طول زمان باعث به وجود آمدن گورستان ها شد . به این ترتیب زمانی که انسان توانست ابزار را به کار گیرد ، از آنها برای ساختن سنگ گور هم استفاده کرد و اشکالی را به وجود آورد که امروزه بقایایش را در تعدادی از گورستان های تاریخی کشورمان می توان دید .

     

    گورستانها از  لحاظ تاریخی ،فرهنگی ،معماری و باستان شناختی منابع با ارزشی به شمار میروند زیرا که از ابتدای سکنی گزینی انسان در محلی بوجود آمده اند و با توجه به حرمتی که ادیان برای اموات قایل شده  اند همواره از طرف ساکنان جهت حفظ و  حراست این مکان کوشش لازم بعمل آمده است.

    در رهگذر تاریخ پدیده های گوناگونی از زندگی بشر برای نسل های آینده به یادگار مانده است و اکنون از پس قرن ها ، سنگ نوشته ها مقاوم تر از سایر هم سلکان خود راویان تاریخ چند صد ساله و فراتر از آن ، پیام آوران هزاره های تاریخ گذشتگان ما هستند . وجود سنگ قبر بر روی قبور همواره در همه نقاط ایران به چشم می خورد و این مسئله هر چند در اکثر فرهنگها وجود دارد ، در فرهنگ دوران اسلامی ایران به عنوان یکی از شاخص های تدفین همواره مد نظر مسلمانان بوده است و با توجه به دستورالعملهای اسلامی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است . خلاصه هر جا که نشانی از ایران باشد از هنر ایرانی نیز نشانه ای وجود دارد . بررسی سنگ نوشته ها نیز علاوه بر اینکه شخصیت متوفی را معلوم میکند ، به ما کمک می کند تا به قلمرو ادبیات آن زمان نیز دست یابیم . شاید به جرات بتوان گفت متنوع‌ترین سنگ قبرها در مراغه و مناطق اطراف آن  وجود دارد و این شاید به دلیل وجود سنگ های نسبتا مرغوب و پیشینه طولانی هنر حجاری در این مرز و بوم می باشد .

     


    پلان هوایی از روستای ایده لو خلیفه و موقعیت کوه پیر و تپه خرمنلر در فرضیه ریزش کوه و دفن روستا

     

    اینک برای تعیین قدمت روستای ایده لو خلیفه ،راهی جز بررسی نمادهای موجود در گورستان روستا و آجرها و سفالهای کشف شده که تنها اثرهای بجا مانده از گذشته است وجود ندارد.

     

    الف: نمادهای موجود در گورستان یوخاری باشی

     

    در گورستان قدیمی روستای ایده لو که موسوم به یوخاری باش می‌باشد و در منتهی الیه روستا و در فاصله دوری از مساکن روستا قرار گرفته‌است چهار نوع نماد سنگی که نگارنده خود رویت کرده است مورد استفاده قرار گرفته است که ذیلا مورد بررسی قرار می‌گیرد.

    ۱- مزار با نماد قوچ

    ۲- زار با نماد مثلث یا ستاره

    ۳- مزار با نماد صندوق

    ۴- مزار با نماد جوغن یا دوربین سنگ

     

     

    ۱- نماد مجسمه قوچ

    مجسمه تراشیده قوچ سنگی که در کناره گورستان و نزدیک جاده ارتباطی و رو به دشت روبرو و محل طلوع خورشید نصب شده بود و نگارنده به شخصه آن را در سالیان دور دیده ام و متاسفانه در حدود سال ۱۳۶۲ به شکل کاملا مرموزی مفتود گردید.

     


    نمونه مشابه قوچ سنگی گورستان  روستای ایده لو خلیفه


    از دوران  باستان قوچ نماد قدرت و باروری شمرده می شد که این امر در داستان ها و فولکلور اقوام و ملل باستانی منطقه و حتی اقوام ترک زبان به وضوح مشهود است.

    درباره اینکه چرا گذشتگان قوچ های سنگی را که ساختنشان آسان هم نبوده ، تراشیده اند، نقل قول های متفاوتی وجود دارد.

    خیلی ها اعتقاد دارند که این مجسمه ها نماد افراد قدرتمند و با صلابت هستند. برای همین به نشانه قدرتمند بودن فرد متوفی ، بعد از مرگشان روی مزارشان گذاشته اند. یک عده دیگر هم بر این باورند که مختص افراد قدرتمند نبوده و روی قبر افرادی که در میان مردم روستا یا شهرشان وجهه خوبی داشته و مورد محبت و علاقه مردم بوده ، کار گذاشته می شد ،بهر حال مهم ترین دلیل وجود آنها بر سر مزارها قدرتمند بودن صاحب قبر است؛ این افراد دارای درجات مختلفی از نظر مقام و منصب اجتماعی در میان مردم بودند ، افرادی که به طور مشخص قدرتمند تلقی می شدند و بعد از مرگ ،روی قبرهایشان قرار می گرفت. یکی از این افراد ایلخان بوده؛ یعنی کسی که می توانسته ایلش را هدایت کند و بر افرادش مسلط باشد. ایلخان فردی بوده که با قدرت خود ، افراد قبیله اش را رهبری و اختلافات و مشکلات میان مردم را حل می کرده است.

     مجسمه ها معمولا از جنس سنگ هایی هستند که در نزدیکی گورستان ها وجود دارند . البته تراشیدن سنگ و درآوردن شمایل  از آن کار اصلا راحتی نبوده و نیست . اگر با دقت به آنها نگاه کنید ، می بینید که همه شان به یک شکل نیستند و روی بعضی از آنها کار بیشتری  شده است.

    متأخرترین این مجسمه‌های قوچ شکل حدودا ً ۴۰۰ سال پیش از این در ابعاد یک و نیم در یک متر توسط هنرمندان ناشناس اما ماهر حجاری شده و پدید آمده‌اند. جنس این قوچ‌ها اغلب از نوع سنگ‌های رسوبی است.



    نمونه مشابه نماد قوچ سنگی گورستان ایده لو خلیفه


    قدمت قوچ های سنگی به دوران اساطیری ارتباط پیدا می کند و با توجه به اینکه از دوران قدیم قوچ ها توتم و نماد قدرت شمرده می شدند ،وجود آن ها در هر نقطه ای نشان از اهمیت آن محل دارد که نیاز به نیروی مرموز حفاظتی آن ها داشته است.

    قرار دادن قوچ ها در گورستان ها برای راندن ارواح خبیثه و شیاطین از آن محل ها و حفاظت از ارواح پاک مردگان نیز بوده  است.

    قوچ ها عمدتا روی به شرق و محل طلوع خورشید داشتند که محتملا با کیش مهر پرستی بی ارتباط نمی باشد.

    در آخرین چهارشنبه ی هر سال مراسمی آیینی در اکثر گورستان ها برگزار می شد که عمدتا برای باروری و در امان ماندن از هر نوع بیماری تا سال بعد سه بار از زیر شکم قوچ رد می‌شدند.

     

    قدمت قوچ ها را در سر ستون های تخت جمشید نیز به وضوح می توان دید به این معنی که می باید قدرت مرموز قوچ برای هخامنشیان شناخته شده و قابل باور بوده باشد تا در سر ستون ها از آنها استفاده شده باشد. قوچ های سنگی یکی از بی شمار آثار هنری و پیکر تراشی نیاکان ما به حساب تواند آمد که در روزگاران بسیار دور و دراز با دقت و ذوق بسیار تراشیده شده اند و نشان از رشد هنر حجاری در سرزمین باستانی ایران دارد  .

    مروزه روز در سراسر آذربایجان مجسمه سنگی قوچ جای پای بسیاری دارد و در بیشتر آبادی‌ها و شهرها این مجسمه‌ها دیده می‌شوند. عمده دلیل مادی این پراکندگی و جدا از باور و بینش عمومی و مردمی به استفاده از اجزاء مختلف این حیوان به عنوان نماد حیوانات اهلی و حتی غیر اهلی مرتبط با تمدن انسانی ( گاو، گوسفند و….) بوده است. گوشت لذیذ و تهیه بیشتر لوازم معیشت و زندگی مانند قالیچه‌های زیبا، لباسهای مناسب و استفاده از پوست قوچ و دیگر حیوانات اهلی که این حیوان نماد حضور آنان در زندگی انسان بوده است، از از مهمترین این اجزاء به شمار می‌آیند. قوچ همچنین برای پدران و نیاکان ما سمبل فراوانی و غلبه به شمار می‌رفته‌است.

    حضور مجسمه قوچ در خط الرأسی از بین‌النهرین تا نقطه صفر مرزی ترکیه و عراق که از ارومیه عبور کرده و با گذر از دریاچه ارومیه و ارتفاعات میشو(میشو داغی) و ارتفاعات سبلان و مشکین شهر تا دریاچه خزر نشانه گذار مسیری است که گیل‌گمش افسانه ای در آن به دنبال یافتن جاودانگی و آب حیات که به گفته منابع سومری و آشوری آب دریاچه خزر و یا همان کاسپین و یا مخلوطی از آب دریاچه ارومیه و خزر بوده‌است، طی طریق کرده‌است. دو طرف این خط و مسیر در شمال و جنوب و حتی چپ و راست آن در غرب و شرق در همه نقاط مملو از مجسمه قوچ است.

    با توجه به مطالب فوق نکته بسیار مهم این است که گذاشتن آنها روی قبرها با توجه به قیودات مذهبی اسلام در منع استفاده از مجسمه،این گمان را تقویت میکند که این سنت مربوط به گذشته‏های بسیار دور بوده و حتی قدمت آن را به دوران مذاهب اولیه باستانی و مهر پرستی و میترائیسم نیز میتوان ارتباط داد.



    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ شنبه 18 آذر 1396 ] [ 06:23 ب.ظ ] [ جعفر اسدی ]

    قدمت سکونت انسانی در روستای ایده لوی خلیفه لو - 2

     ۲- نماد مثلث یا ستاره

    سنگ قبری صاف و پهن  در ابعاد ۲۵+۲۵ که نقش مبهمی به شکل یک ستاره و یا دو مثلث روی هم قرار گرفته  بر روی آن حکاکی گردیده بود و بنده بشخصه در سال ۱۳۵۹آن را رویت کرده بودم و متاسفانه اکنون آنهم به شکل مرموزی مفتود شده است.


    نمونه مشابه سنگ مزار با نماد ستاره یا دو مثلث گورستان روستای ایده لو خلیفه

    در نماد شناسی مثلث تیز و برنده است و نشانه تهاجم ، نشانه سوزانندگی و نشانه سرزندگی است.

    مثلث نشانه آب، حیات و الهام بخش تاریخ مذاهب بیشماری در سراسر دنیاست ، نشانه دوره های سه گانه حیات : تولد ، رشد و مرگ است. از این رو نشانه سیر صعودی تکامل نیز می باشد.

    همچنین مفهوم آب ، خاک و آتش نیز یکی از مفاهیم جا افتاده برای مثلث است.

    از نظر هندیان و یونانیان وجوه مثلث بیانگر سه وجه آب و خورشید و گندم است . به همین جهت نمادی از باروری به حساب می آید و اساسا از مثلث به نمادی از جنس مونث یا مادگی تعبیر می شود.

    بسیاری از نمادهای مذهبی نیز با مثلث ایجاد گشته اند.  مثلث یکی از اشکال ارزشمند از زمانهای کهن برای بشر بوده است و یکی از اشکالی است که به کرات الهام بخش مذاهب مختلف در سراسر دنیا بوده است . شعار سه گانه “گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک” نیز که به دین باستانی زرتشتی ما ایرانیان باز می گردد، خود نشان دهنده جا افتاده بودن مثلث در نظام نمادین ایران می باشد.

    اگر دو مثلث بروی هم قرار گیرد تبدیل  به یک ستاره شش گوش میشود که در برخی مذاهب و تشکیلات سیاسی  بعنوان نماد استفاده میگردد از جمله در نزد پیروان مذهب یهود که از آن بعنوان ستاره داوود یاد میشود .

     

     ۳- سنگ قبر صندوقی

     

    سنگ تراشیده ای به شکل مستطیل و در ابعاد ۲۵ در یک متر و ارتفاع ۳۰سانت که به شکل صندوقی می‌باشد که خطوط روی آن محو شده است و در قسمتی نیز تعمدا شکسته شده است و خوشبختانه هم اکنون موجود می‌باشد.سابقه استفاده از این نوع سنگ نیز به دوران اسلامی می‌رسد و در بیشتر مناطق ایران یافت میشود .


    سنگ مزار صندوقی موجود در گورستان روستای ایده لو خلیفه

    در این نوع سنگ قبر مشخصات و نحوه فوت و منزلت  شخص متوفی  بهمراه آیاتی از قرآن بر روی آن حکاکی میشد.



    سنگ  مزار صندوقی موجود در گورستان روستای ایده لو خلیفه


    سنگ قبر صندوقی موجود در گورستان روستا البته فاقد حکاکی می‌باشد و شاید هم به مرور زمان و بر اثر شرایط جوی از بین رفته است ، البته یک قسمت از بالای سنگ که آثاری از خطوط بروی آن دیده میشود شکسته می‌باشد که این گمان را تقویت میکند که علامت خاصی احتمالا روی آن وجود داشته است که به مرور از بین رفته است.

     

    ۴- سنگ قبر سوراخ دار یا دوربین

     

    در باره این نوع سنگ اطلاعات زیادی یافت نشد اما سه نظریه در باره علت وجود چنین سوراخی روی سنگ مزار وجود دارد.

    زرتشتیان برای آرامش اموات خود بر روی سنگ مزار سوراخی تعبیه می‌نمودند و گندم و دیگر غلات و آب در آنجا می‌گذاشتند تا با استفاده جوندگان و  پرندگان روح شخص مدفون شاد باشد.


    سنگ مزار دوربینی یا جوغن موجود گورستان روستای ایده لو خلیفه

     

    این سوراخ کارکرد دوربین را دارد و احتمالا محل دیدگاه آن نشانگر محل قربانگاه زرتشتیان و یا قبر شخص خاصی باید باشد.

    این وسیله جوغن یا هاون برای کوبیدن گندم یا غلات دیگر است  که بعدها توسط بازماندگان متوفی به این محل حمل شده است تا نشانگر شغل شخص متوفی باشد.

     

    ب : آجرهای خشتی پخته قرمز

     

    در کند و کاو های روستا جهت ساخت و ساز  و از دل زمین بناهایی ساخته شده با آجر پخته شده بیرون آمده است که موجب حیرت شده است و گمانه زنی هایی را در باره قدمت روستا موجب شده است.

    عمویم مرحوم حاج غفار اسدی از کشف بنایی شبیه حمام و کوره آهنگری و غیره صحبت به میان آورده است ، که این آجرهای قرمز در ساخت مسجد و منجمله در احداث منزل مرحوم حاج عباس رضایی پدر آقایان  مرحوم صمصام و علیرضا و غلامحسن رضایی از آنها جهت آجر چینی استفاده شده است و هم اکنون نیز این آجرها به وفور موجود است.



    مرحوم زنده یاد حاج غفار اسدی

     

     باید توجه داشت که تاریخ آجرکاری در سرزمین باستانی ایران کنونی به زمان‌های پیش از حکومت بابل برمی‌گردد. آجر قدیمی‌ ترین مصالح ساختمانی مورد استفاده بشر پس از سنگ است. تاریخ پیدایش نخستین کوره‌های پخت خشت، برای تهیه آجر، و نیز کوره ‌های پخت ظروف گلی، برای فراهم آوردن آوندهای سفالی، با یکدیگر پیوسته است. خشت‌های پخته از هزاره چهارم پیش از میلاد بدست بابلیان ساخته می‌شده است.


    نمونه آجرهای خشتی پخته در ساخت بناهای مسکونی کشف شده در روستای ایده لو خلیفه

     

    آجر خود واژه‌ای بابلی است. در زمان بابلیان، خشت‌هایی که بر آن فرمان‌ها، منشورها و قوانین را می‌‌نوشتند نیز، آجر نامیده می‌شده است ، کوره‌‌های پیدا شده در شوش قدمت استفاده از آجر به عنوان مصالح ساختمانی در ایران را نشان می‌دهد.

     

    آجرکاری در دوران‌های مختلف تاریخی پس از اسلام به پنج دوره تقریبی بشرح زیر تقسیم شده است.

     

    دوران اول (سامانی، غزنوی، ال زیار و  آل بویه)

    دوران دوم (سلجوقیان و خوارزمشاهیان)

    دوران سوم (ایلخانیان، تیموریان و آل مظفر)

    دوران چهارم (صفویه)

    دوران پنجم (زندیه و قاجاریه)

     

    آجرکاری در بناهای مسکونی موجود در بافت‌های تاریخی شهرهای فعلی آذربایجان  اکثراً به دوره سوم و چهارم یعنی بعد از سلجوقیان تعلق دارند که نمونه بارز آنها گنبد سرخ مراغه و دیگر بناهای تاریخی این شهر است و یقینا این صنعت تاثیرات خود را بر مناطق دیگر آذربایجان نیز گذاشته است.

    باید توجه داشت که ساخت و پخت آجر ارتباط مستقیمی با نوع خاک موجود در محل دارد و با توجه به خاک رسی منطقه و وجود دو رودخانه قرنقو و ایده لو چای یقینا دوره درخشانی از بناهای آجری در منطقه وجود داشته است و با توجه به حکومت ایلخانیان و توجه ای که به ساخت و ساز نشان میدادند اثرات آن در مناطق اطراف نیز مشهود است.



    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ شنبه 18 آذر 1396 ] [ 06:21 ب.ظ ] [ جعفر اسدی ]

    قدمت سکونت انسانی در روستای ایده لوی خلیفه لو - 3

    پ: حمام و لوله های سفالی آبرسانی

     

    آقای ستار اسدی گواهی می‌دهد که «« هنگام بازسازی مسجد روستای ایده لو و پس از کندن زمین در عمق یک و نیم متری زمین آثاری از محوطه ای نمایان شد که دارای کوره ومحوطه ای با کاشیکاری دیواری و  دو حوضچه با عمق ۵۰ سانت  با لعاب کاشی آبی رنگ بود که این محوطه شباهت بسیار زیادی به حمام داشت و از آنجا نیز تعداد بسیار زیادی آجر خشتی پخته خارج شد.

    با بررسی بیشتر در  محوطه و با کمال شگفتی  سفالهایی لوله مانند  به طول نیم متر و قطر ۱۵ سانت که بشکل استادانه ای بهم قلاب و چفت شده بودند نیز کشف شد که به سمت محلی بنام گوزه لر که در خارج روستا و دارای چندین چشمه آب معدنی می‌باشد امتداد داشتند و به نوعی کار آبرسانی به این محوطه کشف شده  را بر عهده داشتند.از محوطه گوزه لر هم بخشی از لوله های سفالی به سمت محلی بنام خان لیک کشیده شده بود ،این لوله ها در محل کشف شده پس از طی مسافتی حدود ده متر در سطح نزدیک زمین سپس به طرف عمق زمین و زیر مسجد امتداد پیدا کرده و دسترسی به آنها دشوار میشد.

    در محل گوزه لر نیز در اطراف چشمه سوراخی در زمین بود که یکبار از سر کودکی آب چشمه را بطرف آن منحرف نمودیم که با گذشت مدتها این سوراخ لبریز نگردید و این گمان را تقویت میکند که کانالهای آبرسانی زیر زمینی به طرف محل خان لیک بوده است»»



    نمونه مشابه کانال های سفالی انتقال آب زیر زمینی در روستای ایده لو خلیفه

     

    با توجه به بقایای آثار به دست آمده به نظر می‌رسد  که این سفالها نیز در همین منطقه تولید و پخته شده‌اند.  زمانی که آن‌ها را یافتیم همچنان در داخل هم قرار گرفته و متصل بودند و متاسفانه بر اثر سهل انگاری این لوله های سفالی بازیچه دست کودکان گردید اما آجرها در بنای مجدد مسجد بکار رفت.»»

    مطابق مستندات تاریخی استفاده از شبکه آبرسانی چون قنات توسط بشر سابقه دیرینه دارد اما  شروع   استفاده از لوله های سفالی جهت انتقال آب به دوره ساسانیان تعلق دارد و بعدها عموما در همه نقاط کشور مناطق مسکونی دارای شبکه آبرسانی زیر زمینی جهت انتقال آب بوده اند.

     

    اما چه‌ بر سر این بناها آمده است؟؟

     

    این رازی است که بر ما مکشوف است و سوالی بی پاسخ.

    بزرگان روستا بنقل از پدران خود از داستان‌هایی در باره  مدفون شدن روستا در دل خاک صحبت میکنند.

    آقای ستار اسدی گواهی می‌دهد:

    ««عمویم مرحوم حسن نجاری از دوران کودکی خود داستانی تعریف میکند که پس از ویرانی روستا مدتی را در روستای گنج آباد سکونت داشتند و ایده لو مدتها غیر مسکونی بود و بعدها بتدریج به روستا برگشته اند و منجمله به روشنی بیاد می آورد که در اطراف چشمه آق بلاغ نیزار بوده است که با کودکان دیگر این نیزار را محل  بازی خود تبدیل کرده بودند»»

     

     با بررسی های تاریخی مشخص می‌شود که آخرین حادثه ای که در آذربایجان اتفاق افتاده است و قدرت دفن یک روستا را داشته است زمین‌ لرزهٔ وحشتناکی  است که در سال ۱۷۷۴ میلادی برابر  ۱۱۹۲ هجری قمری و ۱۱۵۳ هجری شمسی و در دوران پادشاهی سلسله افشاریه  سراسر منطقهٔ آذربایجان و به‌خصوص شهر تبریز را لرزاند و از شدت ویرانگری به «بلای وحشتناک» شهرت یافت و بنا به نقل قول زیر تا دوازده فرسنگ هیچ دیواری بر جای نماند و این همان زلزله است که موجب ریزش گنبدهای مسجد کبود تبریز شد.

     

    در کتاب «ریاض‌الجنه» در این‌باره آمده‌است:

     

    ......... زلزلهٔ تبریز بود که شب شنبه سلخ ذی‌حجةالحرام سنهٔ ۱۱۹۳ تامهٔ هجری تخمیناً دو ساعت از شب مزبور گذشته، اتفاق افتاد. به مرتبه‌ای انهدام به شهر و نواحی روی داد که همهٔ ابنیهٔ عالیه و آثار مستحکمهٔ قدیمه از مدارس و مقابر و معابد و

    عمارات و رباطات بالمره خراب گردید؛ از آن جمله شنب‌غازان و مسجد صاحب‌الامر و مسجد جهانشاه و مسجد جامع و مدرسهٔ سیدحمزه و مدرسهٔ صادقیه و طالبیه بود که ثانی‌اثنین یکی از آن‌ها را در کل روی زمین چشم دوربین روزگار ندیده بود، همگی انهدام یافته بی‌اغراق دیواری به بلندی یک وجب نماند و تخمیناً دوازده فرسخ از اطراف به تبعیت شهر انهدام یافت.

     

    آیا دفن روستا در زیر خروارها خاک بواسطه این زلزله بوده است؟

     

    در باره مدفون شدن روستا البته نظر دومی هم وجود دارد که علت مدفون شدن روستا را  رانش و ریزش کوه پیر که در بالای روستا قرار دارد و اصولاً روستا در دل این  کوه ساخته شده است میدانند  ،البته این رانش نیز می‌تواند ارتباط مستقیمی با همان زلزله پیش گفته داشته باشد یا اینکه قبل از زلزله و بر اثر خالی شدن پی کوه اتفاق افتاده باشد.

    بررسی های ریخت شناسی محل نیز وقوع این حادثه را تایید میکند از قبیل موقعیت زمین در محل خرمنلر،کشف اطاقهای آجری در زمین مرحوم غضنفر رزمی در مجاورت خرمنلر،وجود گورستان قدیمی با سنگهای غول پیکر در محل موسوم به خان لیک و.

     

    الله اعلم

     

    نتیجه گیری:

    از مطالب پیش گفته میشود چنین نتیجه گیری کرد که سابقه سکونت انسانی در روستای ایده لو حتی میتواند تا دوران‌های قبل از ظهور زرتشت نیز قدمت داشته باشد زیرا که بسیاری از این نمادها  با دین مهر پرستی که گستره وسیعی از غرب آسیا را زیر نفوذ خود داشت ارتباط پیدا میکنند.

    اما همه اینها میتواند فرضیه باشد که البته اثبات آن نیز بسیار مشکل است و نیاز به بررسی فیزیکی و باستان شناسی دارد، اما یک نکته آشکار است که در این مکان چنان تمدنی وجود داشته که از آجر در بنا و لوله در شبکه آبرسانی زیر زمینی استفاده می‌کرد . اکنون با توجه به قرائن پیش گفته و  اینکه آخرین مجسمه های ساخته شده قوچ در مناطق مختلف و بنابه اسناد و منابع معتبر حداقل قدمتی ۴۰۰ساله دارند و همچنین شروع دوره استفاده از لوله های سفالی به دوران ساسانیان و دوران  اولیه اسلامی  مربوط میشود ، بنابراین و در بدبینانه ترین  حالت برای سکونت در محل فعلی روستای ایده لو خلیفه میتوان قدمتی بین ۴۰۰ تا ۱۰۰۰سال قایل شد.

     

    فراموش نکنیم که هیچیک از نقوش و اشیای دورانهای پیش از تاریخ، و بخشی عظیم از نقش و نگار آثار دورانهای تاریخی نخستین، و دوران اخیر و اسلامی جنبه تزیینی صرف و به اصطلاح «دکوراتیو» نداشته و جملگی برآمده از نیازها و باورها و آیین‏های جامعه‏ای بوده که آنها را تولید می‏کرده است. به عبارت دیگر، این اشیای منقوش و مصالح مورد استفاده  دربردارنده اسطوره‏ها و نمادها و نیازهای ادوار تاریخی مشخص و متمایزی است که بازتاب اوضاع و احوال خاص و طرز زندگی یک جامعه انسانی است.

     

     

     

    سوال بسیار مهم:

    آیا ساکنان فعلی روستا  بازماندگان همان ساکنان قبل از رانش زمین و یا  زلزله و دفن روستا هستند یا بازماندگان مهاجرین جدید به روستا هستند؟

     

    مرحوم اژدر صبری از دوران کودکی خود خاطره ای بیاد می آورد که روزی پیرمردی محاسن سفید و غریب در کنار چشمه قرمیزی بلاغ مویه کنان از دودمان و ایل تبار خود که ساکن در همین روستا بودند فغان میکرد،پیری که نه کسی را شناخت و نه کسی او را شناخت.

    واین حکایت همچنان باقی است ......

     

     

    جعفر اسدی_پاییز 1396



    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ شنبه 18 آذر 1396 ] [ 06:06 ب.ظ ] [ جعفر اسدی ]

    تاریخ شفاهی ایده لو خلیفه

    راوی : زنده یاد سلیمان دهپور آتش بیگ

     

     در روستاهای آذربایجان همواره کسانی بودند که ملجا و پناهگاه اهالی و آشنایان محال اطراف نیز بودند و همواره درب منازل آنان بروی مهمان گشاده بود و هر کس که درخواستی نیز داشت به آنان مراجعه میکرد.

    عمده ترین گروههایی که معمولا به روستاهای اطراف می‌رفتند و مدتی را بعنوان مهمان در آنجا می‌گذراندند عالمان دینی و معلمین و مکتب داران بودند.

    یکی از عالمان دینی که جهت وعظ و خطابه و رسیدگی به امور دینی و پاسخ به  سوالات شرعی  به دهات اطراف می‌رفتند مرحوم شیخ مقصود عالمی ایده لویی بود که به آتش بیگ عزیمت کرده و مدتی مهمان اهالی آتش بیگ بود و در این مدت بین او  با یک نفر از نیکنامان و مردان بزرگ آتش بیگ زنده یاد سلیمان دهپور رفاقتی گرم و صمیمانه ایجاد شده بود.

     

    خاطره زیر را فرزندشان جناب دکتر عزیز دهپور از سالهای حضور پر برکت شیخ مقصود در آتش بیگ و انس و الفتی که بین او پدرشان بوجود آمده بود روایت میکنند:




    زنده یاد سلیمان دهپور آتش بیک

    مرحوم پدرم خیلی مرحوم ملا مقصود عالمی را دوست داشت. البته اغلب روحانیون و ساداتی که از سایر روستاها و شهرها در مناسبتهایی مانند ماه محرم و ماه رمضان به آتش بیک می آمدند در خانه ما میهمان میشدند.

     

    مرحوم آقای عالمی چند سالی را در آتش بیک ساکن بودند و کارهای فرهنگی خوبی را هم پایه گذاری نمودند. یکی از این کارها پیوند برادری بین مردان و پیوند خواهری میان بانوان بود. یعنی مردان روستا با همدیگر صیغه عقد اخوت و همینطور زنان روستا با همدیگر صیغه عقد خواهری می خواندند .

     

    مثلاً مرحوم پدرم با مرحوم حاج الله وردی شاکری و کربلایی اسماعیل اصفهانی برادر خوانده و مرحومه مادرم با خاله عدالت (مادر آقایان فرامرز و طهماسب فرجی) و خاله ربیعه (مادر آقایان جبرئیل و میکائیل معماری) خواهر خوانده شدند. اینطوری صمیمیت، محبت و دوستی میان خانواده ها عمیقتر شد.

     یادم است که بچه ها عمیقاً تحت تأثیر این روابط انسانی بودند و همدیگر را مانند پسر عمو، پسر خاله و ... میدانستند و در کارها به کمک هم میرفتند و در کم و کسریها هوای هم را داشتند.



    مرحوم پدرم میگفت هر وقت آقای عالمی در آتش بیک دلش هوای زادگاهش ایده لو و دیدار والده اش را میکرد به من میگفت که مش سلیمان میخواهم به دیدار والده ام بروم اگر امکان دارد اسبت را آماده کن تا با هم برویم.

     

    پدرم کسی نبود که در مقابل چنین خواسته هایی نه بیاورد و همیشه برای کمک به مردم آمادگی داشت، حتی اگر کمک به دیگری به تأخیر در کارهای خودش منجر میشد.

    میگفت پاییز بود و اسبمان در صحرا همراه گله اسب سایرین  رها بود.

    میدانید که در روستاها پس از برداشت کامل محصولات زراعی و در پاییز اغلب اسبها و الاغها را رها میسازند و اسبها آزاد و رها و به صورت گله ای در دشتها و چمنزارها چرا می کنند و حتی گاهی شبها هم در صحرا میمانند.

     

    او تعریف میکرد که :

    رفتم و اسبمان را در صحرا یافتم و به سختی توانستم بگیرم و به روستا بیاورم و پس از زین کردن اسب با شیخ به طرف ایده لو حرکت کردیم.

    به شیخ گفتم من برای گرفتن اسبم که در صحرا رها بود زحمت زیادی کشیدم تا شما راحت تر به دیدار والده بروید. اگر شما هم لطف کنید و یک بار سوره یاسین در حق پدر و مادرم بخوانید ممنون میشوم.

    شیخ پاسخ داد مش سلیمان سوره یاسین زیاد است.

    پدرم که فردی آرام، بردبار، با ظرفیت و قدری نیز شوخ طبع بود.

    می گفت:

    با خنده گفتم یاشیخ پس چه کنیم؟ حاضرم کسری را جبران نمایم و شیخ پاسخ داد نه سوره کوتاهتری را در حق پدر و مادرت میخوانم.

     

    آنها دو نفری به سوی ایده لو حرکت کردند ،پاییز بود و هوا کم کم رو به سردی می‌رفت و در این هوا نیاز بود که گرمایی و حرارتی به بدن انسان برسد و چه چیزی بهتر از آواز و نجواهای آشیقی ........



    زنده یاد آیت الله شیخ مقصود عالمی

    پدرم که از نعمت صدای خوش برخوردار بود و گاهی نیز به سبک آشیقهای آذربایجان آواز میخواند، با مشاهده این وضعیت ،حال و هوای آواز به سرش میزند .

     

    از شیخ پرسید:

    شیخ، شده تا حالا شما هم آواز بخوانی یا قبل از ملبس شدن به لباس روحانیت آواز خوانده باشی؟

     

    شیخ پاسخ میدهد در جوانی گاهی خوانده ام مش سلیمان ،صداب خوش نعمت خدادادی است و انسان با زبان خودش با خدا راز و نیاز میکند یک نفر با آواز و صوت  یک نفر با آواز دل.

     

    خیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیع

    ناله موزون مرغ بوی خوش لاله زار

     

    برگ درختان سبز پیش خداوند هوش

    هر ورقی دفتریست معرفت کردگار

     

    با پاسخ شیخ پدر که عاشق و شیفته حماسه اصلی و کرم بود و با اشعار آن انس و الفتی داشت  شروع می کند به آواز خواندن:

     

     

     

    نئچه ایلدی من گزیرم داغلاری

    بو سینمه چکدین یامان داغلاری

    اصلی سنه کرم دئییب یالواری

    امان، کرم، منی روسوای ائیله مه!

     

    کرم دئیر: دوست باغینا گیرمه دیم

    ال اوزادیب قونچا گولون درمه دیم

    من یاریمدان هئچ بیر وفا گؤرمه دیم

    نه لر چکدیم، اصلی، سنین الیننن؟!

     

    هئی آغالار، اوچ درد منی قوجالدیر:

    زولف دردی، خال دردی، تئل دردی

    من یازیغین مین گونونو بیر ائلر

    نادان دردی، خوریات دردی، فئعل دردی

     

     ترک ائیله دی وطنینی، ائلینی

    الیندن آلدیردی قونچا گولونو،

    کیمسه بیلمز بو قوربتده حالینی

    باغچا دردی، وطن دردی، ائل دردی

     

    جوشقون دردیم سولار کیمی بولاندی

    واردی گئتدی، قارلی داغلار دولاندی

    درد باغلاییب قاپی-قاپی دیلندی

    پالتار دردی، ابا دردی، شال دردی

     

    یازیق اولدو، دوشدو دیلدن دیللره

    بولبول قونماز اولدو قونچا گوللره

    اغلایا-آغلایا دوشدوک یوللارا

    گلن دردی، کئچن دردی، یول دردی

     

    صوفی دئیر: کرم اوزومه باخار

    بو جانیمی عشقین اودونا یاخار

    من بیلیرم، بو درد منی تئز ییخار

    اصلی دردی، کرم دردی، دیل دردی

     

    شیخ اسبش را هی کرده و چهار نعل می تازد تا از پدر فاصله گرفته و از شبهه گناه آواز خواندن او بری باشد.

     

     

    این دوستی و مودت سالها ادامه داشت تا اینکه شیخ برای تکمیل تحصیلات دینی خود به شهر قم عزیمت کردند.

    پس از آن نیز چندین بار بهمراه پدرم به منزل شیخ در محله نیروگاه قم رفته بودم.ایشان بعدها با تکمیل تحصیلات دینی خود به مرحله اجتهاد نیز رسیدند و صاحب رساله توضیح المسایل نیز شدند و در حوزه علمیه بنام آیت الله مقصود عالمی مراغه ای معروف شدند.

     

    روح همه درگذشتگان شاد




    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ پنجشنبه 25 آبان 1396 ] [ 08:26 ب.ظ ] [ جعفر اسدی ]

    پیام تسلیت

    انا لله و انا الیه راجعون

     

    درگذشت مرحوم حاج سیف الله مصیبی را خدمت خانواده محترمشان تسلیت عرض مینماییم و از خداوند منان برای آن مرحوم غفران الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی آرزومندیم.





    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ پنجشنبه 18 آبان 1396 ] [ 07:00 ب.ظ ] [ کریم شیرینی ]

    «جغرافیای مسکونی روستای ایده لو خلیفه»

    «جغرافیای مسکونی روستای ایده لو خلیفه»


    چندین سال پیش با دفترچه های قرض الحسنه ای مواجه شدیم که در صفحات نخستین آن نقشه ای از روستای ایده لو ترسیم شده بود که جغرافیای مسکونی و جمعیتی را نمایش می داد این نقشه توسط جناب آقایان حسن شاه محمدی و فیروز محمدی کشیده شده بود که حکایت از ذوق این اشخاص در ثبت روستای خود در خاطره ها داشت. این نقشه جمعیت روستا را در حوالی سال ۵۹ شمسی نشان می داد. البته تا آنجا که تلاش شده است، سعی بر این بوده است که ساکنان سابق و اسبق هم گنجانده شود.

        بنده به فکر بازسازی و دیجیتالی کردن این نقشه افتادم اما احتمال آن را نمی دادم که این نقشه را پس از گذشت سالها بتوانم بیابم؛ اما با یک پرس و جوی ساده با آقای فیروز محمدی، ایشان این نقشه گرانبها را به بنده تحویل دادم و از همین جا از ایشان تشکر و قدردانی می نمایم.


       

    با مقایسه ی این نقشه با تصویری که گوگل ارث، امروزه ارائه می دهد می توان چنین نتیجه گرفت که روستای ایده لو در نزد اهالی آن به سفلی و علیا تقسیم می شد و در نقشه به صورت شرق و غرب تقسیم می شود، شرق این روستا طی چندین سال به علل متعددی جمعیت آن کاهش یافته تر از غرب این روستا می باشد. در نهایت می توان گفت این نقشه ی دیجیتالی باز هم خالی از اشتباه نیست و دوستان می توانند بر آن اصلاحیه و انتقادیه صادر نمایند.





    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ پنجشنبه 18 آبان 1396 ] [ 06:54 ب.ظ ] [ حمید رضایی ]

    تاریخ شفاهی ایده لو خلیفه

    تاریخ شفاهی ایده لو خلیفه

     

    راوی: زنده یاد گوهر حسین پور مادر گرامی آقایان غفار، اکبر، ستار، مجتبی اسدی و سلبی خانم (حضرتی)

     

    نویسنده: جعفر اسدی




    زنده یاد گوهر حسین پور مادر گرامی آقایان غفار، اکبر، ستار، مجتبی اسدی و سلبی خانم (حضرتی)


    شرح ماجرایی تاریخی از دوران حکومت محلی آتش بیگ در هشترود

     

    در اواخر دوران سلطنت قاجاریه منطقه آذربایجان همیشه بعنوان پایتخت دوم و ولیعهد نشین شناخته می شد. نظام امنیتی آذربایجان بنحوی طراحی شده بود که امنیت هر منطقه بدست حاکم محلی سپرده شده بود و آنان ماموریت حفظ امنیت و ابلاغ و اجرای فرامین حکومتی را بر عهده داشتند.

    در این میان آتش بیک یا آتش بغ بعنوان حاکم نشین منطقه هشترود _ که بعنوان انبار غله ایران مشهور بود _تعیین شده بود و فوج مستقر در آنجا نقش مهمی در تامین امنیت منطقه ایفا میکرد.

    در مواقعی بود که با  ضعف حکومت مرکزی و یا حضور لشکریان دولتی در جنگهای خارجی اشرار و گردنکشان داخلی از موقعیت استفاده کرده و روستاهای بیدفاع را مورد تاخت و تاز قرار میدادند که حاکمان محلی سریعا به مقابله برمیخواستند.

     

    داستان زیر که یکی از این موارد است را جناب آقای ستار اسدی بنقل از مادرش زنده یاد گوهر حسین پور روایت میکند و احتمالا در اواخر دوره حکومت قاجاریه و زمانی که رضا خان هنوز وزیر جنگ بود  رخ داده است:

     

    گروهی از راهزنان و اشرار از منطقه قره داغ  به سرکردگی شخصی بنام فریدون  خان قره داغی خواهرزاده امیرارشد قره داغی به قصد غارت  و چپاول آبادی ها و مردم بیدفاع به منطقه هشترود و چاراویماق هجوم آوردند و اقدام به سرقت اموال و احشام و آتش زدن  روستاهای منطقه نمودند.

    خبر این هجوم و چپاول به حاکم آذربایجان امیر ارشد اهری که پس از فرار شجاع الدوله به روسیه حاکم شده بود رسید و او نیز حاکم  هشترود در آتش بیک  را مأمور بررسی و ماوقع نمود.

    ماموران گزارش کاملی به حاکم ارائه نمودند مبنی بر اینکه بسیاری از روستاها غارت شده اند و راهزنان با احشام بسیار زیادی اکنون در منطقه بزوجیق گلی مستقر میباشند و قصد حرکت بطرف قره داغ را دارند.

     

    بفرمان حاکم هشترود دو فوج برای سرکوب متجاسرین حرکت میکنند.

     

    اول:

     فوج مستقر در آتش بیگ بفرماندهی ارشد سلطان

    دوم:

     فوج مستقر در کتله کمر بفرماندهی سالار عشایر

     

    در هنگامه این یورش غارتگران به هشترود مرحوم حاج آقا خان امیری ملقب به ارشد سلطان در مراغه حضور داشته که او را خبر میکنند و او بلافاصله برای رویارویی با یاغیان به طرف هشترود حرکت نموده و پس از صرف ناهار در یکی از روستاها اسب خود را عوض کرده، تفنگ برنو خود را بر دوش انداخته و با دویست تفنگچی سواره به مصاف فریدون خان و سوارانش میرود.

    در مسیر حرکت ارشد به جنگ با فریدون خان زمانی که در خطب اردو میزنند با خیانت شخصی از نیروهایش از اهالی گلوجه سیدلر  که فعلا اسمش یادم نیست افراد شاهسون که با همراهی همان فرد در اطراف اردوی ارشد شبانه کمین نموده بوده اند به سنگر و محل اردو شبیخون زده و شش نفر از افراد ارشد از جمله شهید محبوب پسر دائیش و احمد نامی از اهالی روستای دوشر به شهادت میرسند .
    آن فرد خائن از هرکدام از کشته شد گان نشانی با خود بر میدارد از جمله کلاه سوراخ شده محبوب را و زیر شالش پنهان داشته تا به اردوی فریدون خان تحویل وانعام دریافت کند
    مرحوم حاج عزیز خان امیری عزیز اباد  متوجه رفتار مشکوک و هول ان شخص شده و به ارشد اطلاع میدهد ارشد دستور دستگیری اورا داده و تفتیش بدنی کرده و اثار کشته شده گان از شال او بیرون می افتد .
    با دیدن این صحنه خصوصا کلاه محبوب ، ارشد همانجا اورا تیر باران و دستور میدهد که نعشش را همان جا رها کنند.

    این دو گروه جنگجو در روستای سیرلر که هم اکنون در کنار اتوبان _تهران تبریز و در نزدیکی روستای سلوک قرار دارد به هم برخورد میکنند.



    تصویر صاحب منصبان فوج هشتم شقاقی از قشون آذربایجان مستقر در حاکم نشین آتش بیک

    مرکز ولایت هشترود



    فریدون خان که در هنگامه غارت اموال روستاهای هشترود قهقهه مستانه سر میداده و میگفته مردی را در هشترود نمی بینم که هماوردم باشد تیر اول را به طرف ارشد سلطان شلیک میکند و تیرش به خطا میرود.

    تیر بعدی را که سفیر مرگ فریدون خان بوده ارشد سلطان به سمت سرکرده سواران قره داغی شلیک می نماید و شلیک تیر همان و سقوط فریدون خان از اسبش همان.

    ارشد سلطان اسب را بر سر نعش نیمه جان فریدون خان رانده و بر بالای سرش حاضر میشود و یاوه هایش را پاسخ میدهد که فلان فلان شده، گفته بودی هشترود مردی ندارد که هماوردم باشد؛ اکنون چگونه ای؟

    و...

    با شکست فریدون خان  بقیه اشرار نیز دستگیر  و به مقر حکومتی در آتش بیک منتقل گردیدند.

    آنگاه بفرمان حاکم احشام و اموال روستاییان منطقه به کتله کمر منتقل گردیده و در قبال دریافت یک سکه بعنوان هزینه قشون کشی به آنان تحویل شد.

    خبر ماوقع و این پیروزی در منطقه پخش شد و خبر بزودی به قره داغ نیز رسید.

     

    پس از مدتی پیامی از جانب امیر ارشد قره داغی (دائی فریدون خان ) که در آن زمان بزرگ قدرت منطقه بود به طوری که رضا شاه از او حساب می برد و حتی برای بردن به تهران و عزلش نیز به حیله متوسل شد به ارشد سلطان می رسد که در جنگ اتفاقاتی می افتد و بالاخره یکی میکشد و دیگری می میرد اگر تو واقعا" در این حد توانائی بودی که خواهر زاده من را بکشی دوست دارم   پیمانی با هم ببندیم و تو جزو نیرو های من باشی ضمنا" به پیام آور یادآوری میکند به او بگوئید چنانچه از پیام سرپیچی و به دیدن من نیاید خود شخصا" برای به توبره کشیدن خاک منطقه عزیمت خواهم کرد. ارشد سلطان با شنیدن پیام  باز هم علی‌رغم مصلحت بینی های اطرافیان با پنج نفر سوار عازم مقر امیر ارشد میشود.


    حاج آقا خان امیری ملقب به ارشد سلطان


    به محض رسیدن امیر ارشد یکی از اطرافیان خود را مهماندار او میکند ومدت دو روز از دیدار امنتاع می نماید. در این دو  روز به ارشد سلطان خبر   می دهند که امیر ارشد با تعلل در دیدار احتمالا" قصد کشتن او را دارد او نیز  محض احتیاط به مهتر خود دستور می دهد اسبها را زین کرده آماده نگهدارید و به اطرافیان میگوید تا سوار اسب شوم  شما از من محافظت کنید از آن به بعد من شما را حفظ میکنم ( شاید هم برای دلداری و حفظ روحیه آنها) در هر حال روز سوم امیر ارشد او را احضار و با خوش روئی با او روبرو میشود . به او میگوید همین آمدنت که از جان خود نترسیدی میرساند که واقعا" مرد نیرومندی هستی . حال خواهر من ( مادر فریدون خان ) میخواهد ترا ببیند انتظار دارم در مقابل او خود داری نشان بدهی . در آن موقع مادر فریدون خان که زنی جنگجو و قوی و حتی مسلح بوده وارد میشود و چند دقیقه باحالت غضبناک و عصبی به ارشد نگاه میکند و با برادر خود  نجوائی می کند و برمیگردد.

    امیر ارشد به ارشد سلطان میگوید از هیکل و نترسی و توانائی تو خوشش آمد و گفت پسرم به دست فرد لایقی کشته شده او را بخشیدم. سپس سه روز دیگر ارشد سلطان مهمان امیر ارشد بوده و اجازه مرخصی میخواهد. امیر ارشد به او میگوید حال از من چه انتظار و توقعی داری؟ ارشد میگوید از مرحمت شما همه چیز دارم هیچ نیازی ندارم از شما توقع داشته باشم . امیرارشد میگوید این رسم ماست حتما" باید چیزی از من بخواهید.ارشد سلطان میگوید حال که چنین است میگویند شما تازی های شکاری خوبی دارید یکجفت تازی به من بدهید. امیر ارشد در مقابل این کم توقعی از او بیشتر خوشش می آید و دستور می دهد یکدست لباس کامل ترمه برای خود او و همراهان و چهار عدد تازی شکاری و یک اسب اصیل به او بدهند و اطرافیان را نیز انعام خوبی میدهد و از هم خداحافظی میکنند.

     

    توضیح اینکه ارشد سلطان در حدود سال ۱۳۲۶ در روستای گلوجه سیدلر بر اثر سکته قلبی در گذشت.

     

     

    با سپاس فراوان از راهنمایی های دکتر عزیز دهپور و جناب رحمت امیری و حاج‌ صمد حسینی  که تصویر و مطالبی را در اختیارم گذاشتند.






    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ یکشنبه 14 آبان 1396 ] [ 05:33 ب.ظ ] [ جعفر اسدی ]

    الگوی پیشرفت

    با درود و سلام خدمت تمام ایده لوییهای عزیز
    هر فرد ایده لوی خلیفه لو بنا به توان و وسع و امکاناتی که در اختیار دارد وظیفه دارد تا برای آبادانی و پیشرفت و شکوفایی زادگاه خودش اهتمام ورزیده و از تلاش در جهت کمک به همنوعان خود دریغ نورزد . تمام اقوام ایده لویی بایستی بدانند که آبادانی و توسعه زادگاه و سرزمین آباء و اجدادی هویت ماست . امیدواریم همه دوستان و اقوام عزیز ایده لو نظرات و پیشنهادات خود را در جهت توسعه و آبادانی روستا اعلام تا به نام خود آنها در سایت درج و مورد استفاده همگی قرار گیرد .

    پیامبر اکرم (ص) : دوست داشتن وطن شهرها را آباد می کند .

    برای فردای بهتر چشمها را باید شست ، جور دیگری باید نگاه کرد . دوستان و فامیل های عزیز و روستاییان گرانقدر ایده لو اگر می خواهید روستای شهید پرور ایده لو آباد و سربلند شود برای بیرون آوردن آن از محرومیت نقش ایفا کنید . اگر از شعار خسته شده اید ، اگر خواهان تغییر روند موجود در روستا هستید ، اگر خواهان سازندگی در روستا هستید در قدم اول به قدرت خودتان در ایجاد تغییر ایمان بیاورید و برای احیای روستایی که در خور نام و شان شهیدان گرانقدرش باشد و برای رهایی از حصار محرومیت ، از تنگ نظری ، تفرقه ، کینه و تخریب همدیگر دوری کنید . روستای ایده لوی خلیفه لو سالهاست که موجب بی مهری مسئولین محترم قرار گرفته و مردم آن طعم تلخ محرومیت را چشیده و در ذره ذره وجود خود لمس کرده ا ند . آنهایی که توانایی داشتند برای زندگی بهتر به شهرهای مختلف مهاجرت کرده و آنهایی که نتوانستند تاوان بی برنامگی و ضعف مدیریت فامیلی و طایفه ای را در زیر فشار طاقت فرسا پس داده و می دهند .

    الف - بایستی از فرمایش حضرت علی ( ع ) که می فرمایند حق گرفتنی است نه دادنی الگو برداری نموده و مطالبات به حق خود را از مسئولین امر در منطقه در خواست و پیگیری نمود .
    ب - بایستی با ایجاد همدلی و وحدت بین کلیه اقشار و طوایف روستا و تمامی تحصیل کرده گان استفاده نمود تا زمینه های توسعه، گردشگری و رشد فکری و اجتماعی و اقتصادی روستا را افزایش دهیم .
    پ - بایستی برای احیا و آبادانی روستا تلاش عملی از سوی ساکنین محترم و جوانان عزیز روستا صورت گرفته و ضمن ارتباط مستمر با مسئولین منطقه و کلیه روستاییان ساکن شهرها با استفاده از ظرفییت های فکری و دانش علمی آنها در جهت کاهش کمبودها و محرومیت تلاش بی وقفه نمود .
    ت - جای بسی سوال از مسئولین محترم و متولیان  امر در منطقه وجود دارد؟ شما که امروز آرامش و مقام و منزلت خود را از خون شهیدان این روستا و دیگر روستاها گرفته اید و اسامی شهدای عزیز ما را در سر کوچه ها و خیابانهای شهر و بخش دهداری خود نصب نموده اید آیا شده سری هم به زادگاه آن شهیدان بزنید و آیا از جاده و بهداشت و درمان و معابر و مشکلات روستای ایده لوی خلیفه لو آگاهی دارید ؟ ...
    ج - در ادامه فرمایش حضرت امام خمینی را یاد آور می شویم که فرمودند مواظب باشید که مدیران انقلاب از طبقه مرفع نباشند زیرا انقلاب آسیب می بیند .

    راهکارهای توسعه روستا :

    طرح هادی روستایی : این طرح حدود 14 سال پیش به تصویب رسیده است . ممکن است یکی از دلایل کندی و عدم اجرای آن کمبود و عدم تخصیص نیافتن اعتبار و بودجه عنوان شود ولی یکی دیگر از علل آن ضعف مشارکت روستاییان عزیز می باشد . این طرحها پس از مطالعه دقیق روستا بایستی بر حسب نیاز و اعتبار در جهت بازگشایی معابر ، زیرسازی و روسازی ، جدول گذاری ، سنگ فرش پیاده رو و پل سازی در داخل روستا اجرا شود . همین طور بایستی زمینه ایجاد توسعه و عمران روستا با توجه به شرایط فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی فراهم شود تا ضمن افزایش تولید و رونق اقتصادی روستا به عنوان یک مکان زیستی نیز مد نظر بوده و مشارکت خود روستاییان در اجرای آن بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد .
    شاخصه های توسعه روستا : مهمترین هدف توسعه ، توانمند ساختن انسانها است . مناطق روستایی با فراهم آوردن محیط زیست سالم و پایدار ، نقش مهمی در توسعه ملی بر عهده دارند . شاخصه های توسعه روستایی عبارند از :

    1- بهسازی : طرح بهسازی و ایجاد شبکه خیابانها محیط زندگی در روستا را مساعدتر کرده و افراد را به ماندن در روستا متمایل می کند .
    2- فعالیتهای آب و خاک : زهکشی سدهای خاکی ، چاه های عمیق در میزان تولیدات کشاورزی تاثیر زیادی داشته و دارند .
    3- احداث و توسعه راه های روستایی .
    4- تامین آب آشامیدنی بهداشتی .
    5- ایجاد شبکه برق رسانی .
    6- ایجاد و توسعه مراکز آموزشی
    7- ایجاد شبکه های بهداشت و درمان ( خانه های بهداشت )
    8- بهسازی مسکن روستایی و ...

    توسعه معابر روستایی نقش مهمی در پیشرفت روستاها دارد . برگزاری تورهای گردشگردی روستایی با ساماندهی خانه های شخصی و استیجاری ، شناسایی جاذبه ها وظرفیتهای گردشگردی روستایی باعث افزایش درآمدزایی روستاییان می شود .
    گردشگردی روستایی یعنی مسافرت به نواحی مختلف روستا که می تواند گردشگردی کشاورزی ، گردشگردی طبیعت ، فرهنگی مزرعه و غیره شود . در گردشگری روستایی بایستی مسئله اسکان ، تغذیه و بهداشت مورد توجه جدی قرار گرفته و اقامتگاه های بوم گردی و ایجاد خانه های استیجاری نیز مد نظر باشد . نکته مهم در گردشگردی روستایی این است که بایستی در صدی از درآمدهای حاصل ازآن به جوامع روستایی تعلق بگیرد .

    راهکارهای مشارکت در درون روستا

    مقدمه : امروزه مشارکت به عنوان یکی از موضوعاتی است که بسیار مورد استفاده قرار می گیرد . مشارکت می تواند به صورت نهادمند و ساماندهی شده به اجرا درآید و منشاء اقدامات سازنده ، پایدار و مثمر ثمر باشد . بزرگترین سرمایه ای که هر روستا می تواند با اتکاء به آن مراحل عمران و آبادانی را طی کند مشارکت کلیه ساکنان آن روستا است .
    شناخت نیازها و اولویت ها : در شناخت و آگاهی از مشکلات و نیازهای مردم و اولویتها ، ایده ای که باید در نظر گرفته شود این است که مردم شناخت و آگاهی بیشتری نسبت به مشکلات و نیازهای خود دارند و از راهکارهای آسان و به صرفه تری برخوردار هستند . استفاده از یک تیم مشورتی و یا حتی نظرخواهی از کلیه ساکنان محل و یا روستا به دلیل محدودیت جمعیت می تواند راهگشای بسیاری از برنامه ها قرار گیرد . به عنوان مثال به جای اینکه در برنامه ریزی ها و طرح های عمران فقط نظرات دهیار و شورا مورد توجه قرار گیرد ، دهیار می تواند از مشارکت همه مردم و نخبگان و تحصیل کرده گان روستا در همه نقاط ایران استفاده کرده وبهترین آنها را مورد اجرا قرار دهد .
    طراحی پروژه ها و برنامه ها : در این مرحله بایستی دهیار و شورای اسلامی برای اجرای طرحها و پروژه ها و طرح های داخل روستا از یک شورای مشورتی بهره گیرد تا بهتر بتواند از کمک ها و یاری مردم استفاده نماید. طرح های مورد نیاز مردم شناسایی و اموری از قبیل مشگل راه های داخل روستا و جمع آوری زباله و غیره ... مورد توجه قرار گیرد .
    اجرای برنامه ها و طرح ها : روستاها چون از منابع درآمدی محدودی برخوردار هستند و بودجه اختصاصی از سوی دولت و دستگاه های اجرایی برای روستا پاسخگوی همه طرح ها و برنامه های روستا نمی باشد بنابر این در اجرای طرح های روستایی بایستی از مشارکت مردم بهره گرفته شود .
    نظارت و ارزشیابی : بایستی برای برنامه ریزی متعارف توسعه روستا هم نظارت و هم ارزشیابی مورد استفاده قرار گیرد و در حین اجرای طرح ها آثار و نتایج و هم چنین رسیدن طرح ها به اهداف از پیش تعیین شده بررسی و سنجیده شوند .

    نتیجه : مدیریت روستا ( دهیار و شورای اسلامی ) برای عمران و آبادانی روستا و حل مشکلات و معضلات روستاییان می تواند از مشارکت عمومی استفاده نماید .
    تعریف دهیار : به کسی که از طرف شورای اسلامی مامور می شود تا روستا را اداره و نگاهداری نماید دهیار می گویند . در حقیقت دهیار همان شهردار روستا می باشد .






    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    برچسب ها: ایده لو، طرح هادی، دهیار، شورا،
    [ جمعه 24 شهریور 1396 ] [ 02:16 ب.ظ ] [ کریم شیرینی ]

    عکس پانورامای تمام نمای ایده لو



    عکس پانورامای تمام نمای ایده لو


    بازهم پایم در روستای ایده لوخلیفه باز شد. آخرین بار تابستان سال گذشته بود که در روستا حضور پیدا کرده بودم.

    بگذریم، یکی از سوغاتی هایی که از این روستا می توان به دست آورد عکس انداختن از نمای آنجاست؛ واقعا در بخش عکاسی روستا ضعیف هستیم. در این چند روز سعی بر آن داشتم که یک عکس تمام نمایی از روستا بگیرم تا این بخش تشنه نماند. خداروشکر عکس پانورامایی گرفتم که هم تمام نماست و هم با کیفیت. امیدوارم دوستانی که در این مورد تخصص دارند فعالیت بیشتری داشته باشند تا از سرزمین آباء و اجدادی مان تصاویری ماندگار به جای ماند.

    در پایان از آقایان مرتضی رضایی، رضا رضایی، مهدی صبری و دانیال صبری تشکر کنم که فضا را برای ایجاد عکس فراهم کردند.






    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ پنجشنبه 19 مرداد 1396 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ حمید رضایی ]
    رفتن به بالای صفحه