تبلیغات
ایده لوی خلیفه لو - حسن خلیفه بابا، پدر معنوی ایدلو
شهید منصور رضائی
شهید عیسی منفرد ایده لو
شهید نوروزعلی سلیم نژاد
شهید حسین رضائی
شهید یدالله ابراهیمی
شهید یوسف شهبازپور
شهید ابوالقاسم صبری
شهید علی شهبازی
شهید عبدالله طهماسبی
شهید اباذر عظیم پور
شهید عزیز سلیم نژاد
شهید جاویدالاثر فریدون اسماعیل نژاد
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • حسن خلیفه بابا، پدر معنوی ایدلو

    همیشه این سوال در ذهن اهالی روستای ایده لو خلیفه بوده است که خاستگاه اصلی ما از کجا سرچشمه گرفته است و به طور کلی پدران ما خود را از کدام طایفه و تیره محسوب می دانند!

         ما در مقاله های سابق که در دسترس عموم قرار گرفت، بررسی نموده و تا حدودی ثابت شد که اکثر اهالی روستای ایده لو خلیفه، خود را از گروه «تکه لوـ Takkah» به شمار می آورند. این گروه مردمی، جزو چند طوایف موسوم به قزلباش ها هستند که در تشکیل سلسله ی شیعی مذهب صفویه نقش اساسی داشته اند. بنابراین بسی شایسته است تا با آگاهی از خاستگاه این قبیله، گامی در شناخت جغرافیای اولیه و نقش آنان در تاریخ سلسله صفویه برداریم.

         نخست باید این مورد را یادآوری بنماییم که «تَکلو» در اصل همان «تَکه لو» بوده است که به مرور زمان به واژه ی ابتدایی یعنی تکلو تغییر یافته است. تکه منسوب به سرزمینی است در جنوب آناتولی، ناحیه ای به نام «تَکه» به مرکزیت آنطالیه یا همان آنتالیای امروزی؛ در اواخر حکومت سلاجقه ی روم مردی در این ناحیه حکومت می کرده است که به «تَکَه بیگ» معروف بوده است و بعد از وی فرزندانش در این ناحیه حکومت می کردند. در واقع بعد از ضعف دولت سلاجقه در آسیای صغیر فرصت برای تشکیل حکومتهای ملوک الطوایفی فراهم شد ویکی از این قدرتهای محلی، تکلوها بودند که تا دوره ی عثمانی در این منطقه دولت محلی مستقلی داشتند و در دوره ی سلطنت مراد دوم عثمانی، آسیای صغیر زیر یک پرچم واحد به نام دولت عثمانی درآمد و به تبع تکلوها و منطقه ی آنان هم زیر سلطه ی عثمانی رفتند.

         در اینجا سوالی که در ذهن تداعی می شود این است: اگر دولت عثمانی سنی مذهب بوده و تمام خاک آسیای صغیر زیر سلطه ی آنان رفته بود پس چرا گروهی تمایلات شیعی داشته و ارتباطات عمیق فکری و ایدئولوژیکی با دولت صفوی برقرار نموده بودند! که یکی از این دسته جات، تکلوها بودند. در پاسخ این سوال اساسی و مهم باید گفت که ترکها با ورود به آسیای صغیر دین اسلام و مذهب تسنن را پذیرفته و جهاد علیه غیر مسلمانان را با عنوان «غزا» شروع کردند و حتی نام اولین موسس دولت خود را عثمان غازی نامیدند، اما گروهی از ترکها و به عبارت دیگر ترکمن ها و خصوصا مردمان ناحیه تَکه، بر آداب و سنن قدیمی خود بسیار پایبند بودند و متاسفانه در مواردی با عقاید نامتعارف که به شکل صوفیگری همراه بود رشد و گسترش پیدا کردند. این عقاید با علوی گری همراه بود و حب علی و اولاد او در این نواحی چشمگیر بود. این گروه به عقاید حاجی بَکتاشی که در سال ۶۶۰ هجری در منطقه ظهور یافت تمایل پیدا کردند و تکلوها با تبلیغات مروجین بکتاشیه، این شبه مذهب را قبول نمودند که اگر آن عقاید صوفیگری نامتعارف را کنار بگذاریم، تمایلات شیعی تکلوها را می توان تا حدی پذیرفت. تکلوها با عقاید تشیع آشنا شدند و در ایام مقدس محرم و صفر برای سالار شهیدان عزاداری مینمودند. آنان با ایجاد تکیه ها و زاویه ها ارادت خویش را به ائمه اطهار اظهار می نمودند. به نظر بنده همین تکیه ها که در زبان ترکی با نام تَکه خوانده می شود، سبب نامیدن این گروه به تکه لوها همراه شده است؛ البته نام «تکه بیگ» را هم نباید فراموش کرد که در سطور بالا به آن اشاره شد و سبب نامیدن این منطقه به خاطر نام این شخص بوده است.

        به درستی مشخص نیست که ارتباط تکلوها با دستگاه صفوی به کدام دوران بازمیگردد؛ اما هرچه هست این ارتباط در ابتدا به صورت تماس خانقاهی بوده است که تکلوها شیخ خود را مرشد میدانستند و اطاعت از وی را واجب؛ و به تدریج این ارتباط در دوره شیخ جُنید و شیخ حیدر صفوی به صورت سیاسی و نظامی تغییر تاکتیک داد.

         نفوذ مکتبی صفویه در میان تکلوها باعث ظهور خلیفه در میان آنان شد؛ عنوان این مقاله در مورد شخصی است که نماینده صفویان در آناتولی می باشد. داستان ظهور وی و فرزندش شاه قلی بابا بدین صورت است:

         در مقالات سابق این مورد روشن شد که صفویان نمایندگان خاص خود را به آناتولی ارسال می کردند تا این اشخاص برای دستگاه صفوی تبلیغات گسترده ای انجام دهند؛ این نمایندگان از قزلباش های بومی طوایف بودند که از آنان با عنوان «خلیفه» یاد می شد. این گروه، توده های مردم را در مملکت عثمانی تحریک نموده تا به ایران کوچ کنند و همچنین اموالی را به عنوان نذر و صدقه به ایران ارسال می کردند. هر شخصی توانایی خلیفه شدن را نداشت و یک عده ی انگشت شماری توفیق جانشینی فرزندان شیخ صفی الدین اردبیلی در نقاط مختلف را کسب می کردند؛ یکی از این خلفا، «بابا حسن خلیفه» و پسرش «شاه قلی بابا» است.

         حسن خلیفه تکلو معروف به قرابیق (سبیل سیاه) اهل روستای «قزل قیه» یا «یالم لی» ولایت تکه بود؛ وی دو مرتبه خدمت پدر شاه اسماعیل یعنی شیخ حیدر به اردبیل آمد وتحت تربیت عرفانی و خانقاهی وی قرار گرفت. گفته می شود حسن خلیفه از شاگردان خاص دستگاه خانقاهی صفویه به شمار می رفت، به طوریکه مولف کتاب احسن التواریخ یعنی حسن بیگ روملو گزارش می کند که حسن خلیفه به همراه چهل نفر از صوفیان به دستور شیخ حیدر به چله خانه فرستاده شدند تا در ظرف چهل روز ریاضت کشیدن ثابت شود کدام مقاوم تر هستند. شیح حیدر یک کوزه آب و مقداری قرص نان به هرکدام از این صوفیان داد تا گرسنه نمانند، بعد از چهل روز ریاضت تنها این بابا حسن خلیفه بود که کوزه ی آب و قرص نان خود را دست نخورده تحویل شیخ حیدر داد. همچنین مولف کتاب احسن التواریخ میگوید که از حسن خلیفه افعال خارق العاده ای سر می زد که باعث جذب مردمان ولایت تکه بدو شد.

        به هر صورت وی به ولایت خویش بازگشت و لقب خلیفه ی صفویان را با خود به یدک می کشید. او به همراه پسرش شاه قلی بابا در غاری نزدیک روستای خویش به عبادت و زهد و تقوا مشغول شد و شهرت بسیاری پیدا نمود؛ آوازه ی شهرت وی به سلطان عثمانی «بایزید دوم» رسید. به طوریکه وی سالانه شش تا هفت هزار آقچه برای حسن خلیفه و پسرش ارسال می نمود و از آنان خواستار دعای خیر و سلامتی می کرد. در اینجا به این نکته باید توجه نمود که روستای ایده لو که پسوندش «خلیفه» است، خلیفه دلالت دارد بر چند شخص انگشت شماری از بزرگان روستا که در دعا نویسی و طلب خیر از خدای منان زبده بودند و هستند. این گروه با استفاده از کتب مخصوص و رموز ویژه و البته آیات قرآنی، بسیاری از بیماریهای روحی و جسمی روستاییان را با اذن الهی شفا می دادند و آوازه ی اینان در روستاهای مجاور پیچیده بود. مطرح نمودن این گروه و اشخاص محترم در روستا بدان جهت بود که به نظر می رسد پیشینه ی مهارتی این گروه در روستا به همان ولایت تکه ای باز می گشت که حسن خلیفه تکه ایلی، خلیفه ی آنجا بود و با استفاده از استعداد خود که یکی از آنها دعا نویسی بود که نه تنها مورد ارج و احترام در ولایت تکه ایلی بود، بلکه سلاطین معاصر وی نیازمند مهارت او بودند.

         بازگردیم به بحث اصلی یعنی وضعیت حسن خلیفه و پسرش؛ حسن خلیفه بعد از وفاتش پسرش را جانشین خود اعلام نمود. مهمترین واقعه ی زندگی شاه قلی بابا، شورش وی علیه بایزید دوم عثمانی در منطقه ی تکه و نقاط اطراف آن بود که با مرگش در این شورش همراه بود. در اینجا ما قصد گزارش تاریخ این شورش و کم و کیف آن را نداریم و خوانندگان می توانند برای تفضیل این ماجرا به منابع رجوع کنند؛ تنها به این مورد اکتفا می کنیم که بعد از کشته شدن شاه قلی بابا که عثمانی ها وی را شیطان قلی می نامیدند، حدود پانزده هزار تکه لو بعد از این واقعه به سمت ایران کوچ نمودند.



    در این نقشه از مملکت عثمانی، دایره قرمز رنگ ناحیه تکه را نمایش میدهد.



    در پایان لازم است نکاتی از این مقاله را بررسی کنیم و نتیجه گیری نماییم.

    ـ واژه هایی مانند «بابا» و «دَدَه» که در مطالب فوق بر پیشوند اسامی اضافه می شد، در روستای ایده لو هم کاربرد دارد؛ ساکنان ایده لو پدربزرگ خویش را «بابا» و پدر خود را «دده» خطاب می کردند. این مطلب نشان می دهد که ما ایده لویی ها که اعتقاد به تکه لو بودن داریم، فرهنگ زبانی خود را از آن منطقه به میراث برده ایم و هنوز آن را حفظ کرده ایم.

    ـ مطلب دیگر آنکه، به طور قطع نمی توان یک زمان خاصی را بر مهاجرت اهالی تَکه به ایران و خصوصا روستای ایده لو گذاشت؛ مهاجرت این دست افراد به صورت مقطعی بوده که گاهی با جمعیت بالایی این مهاجرت صورت گرفته که در قیام شاه قلی بابا حدود پانزده هزار نفر را تخمین زده اند و گاه به صورت گروهی و حتی انفرادی مهاجرت انجام پذیرفته است.





    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ جمعه 14 تیر 1398 ] [ 05:43 ب.ظ ] [ حمید رضایی ]
    رفتن به بالای صفحه