شهید منصور رضائی
شهید عیسی منفرد ایده لو
شهید نوروزعلی سلیم نژاد
شهید حسین رضائی
شهید یدالله ابراهیمی
شهید یوسف شهبازپور
شهید ابوالقاسم صبری
شهید علی شهبازی
شهید عبدالله طهماسبی
شهید اباذر عظیم پور
شهید عزیز سلیم نژاد
شهید جاویدالاثر فریدون اسماعیل نژاد
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • قدمت سکونت انسانی در روستای ایده لوی خلیفه لو - 3

    پ: حمام و لوله های سفالی آبرسانی

     

    آقای ستار اسدی گواهی می‌دهد که «« هنگام بازسازی مسجد روستای ایده لو و پس از کندن زمین در عمق یک و نیم متری زمین آثاری از محوطه ای نمایان شد که دارای کوره ومحوطه ای با کاشیکاری دیواری و  دو حوضچه با عمق ۵۰ سانت  با لعاب کاشی آبی رنگ بود که این محوطه شباهت بسیار زیادی به حمام داشت و از آنجا نیز تعداد بسیار زیادی آجر خشتی پخته خارج شد.

    با بررسی بیشتر در  محوطه و با کمال شگفتی  سفالهایی لوله مانند  به طول نیم متر و قطر ۱۵ سانت که بشکل استادانه ای بهم قلاب و چفت شده بودند نیز کشف شد که به سمت محلی بنام گوزه لر که در خارج روستا و دارای چندین چشمه آب معدنی می‌باشد امتداد داشتند و به نوعی کار آبرسانی به این محوطه کشف شده  را بر عهده داشتند.از محوطه گوزه لر هم بخشی از لوله های سفالی به سمت محلی بنام خان لیک کشیده شده بود ،این لوله ها در محل کشف شده پس از طی مسافتی حدود ده متر در سطح نزدیک زمین سپس به طرف عمق زمین و زیر مسجد امتداد پیدا کرده و دسترسی به آنها دشوار میشد.

    در محل گوزه لر نیز در اطراف چشمه سوراخی در زمین بود که یکبار از سر کودکی آب چشمه را بطرف آن منحرف نمودیم که با گذشت مدتها این سوراخ لبریز نگردید و این گمان را تقویت میکند که کانالهای آبرسانی زیر زمینی به طرف محل خان لیک بوده است»»



    نمونه مشابه کانال های سفالی انتقال آب زیر زمینی در روستای ایده لو خلیفه

     

    با توجه به بقایای آثار به دست آمده به نظر می‌رسد  که این سفالها نیز در همین منطقه تولید و پخته شده‌اند.  زمانی که آن‌ها را یافتیم همچنان در داخل هم قرار گرفته و متصل بودند و متاسفانه بر اثر سهل انگاری این لوله های سفالی بازیچه دست کودکان گردید اما آجرها در بنای مجدد مسجد بکار رفت.»»

    مطابق مستندات تاریخی استفاده از شبکه آبرسانی چون قنات توسط بشر سابقه دیرینه دارد اما  شروع   استفاده از لوله های سفالی جهت انتقال آب به دوره ساسانیان تعلق دارد و بعدها عموما در همه نقاط کشور مناطق مسکونی دارای شبکه آبرسانی زیر زمینی جهت انتقال آب بوده اند.

     

    اما چه‌ بر سر این بناها آمده است؟؟

     

    این رازی است که بر ما مکشوف است و سوالی بی پاسخ.

    بزرگان روستا بنقل از پدران خود از داستان‌هایی در باره  مدفون شدن روستا در دل خاک صحبت میکنند.

    آقای ستار اسدی گواهی می‌دهد:

    ««عمویم مرحوم حسن نجاری از دوران کودکی خود داستانی تعریف میکند که پس از ویرانی روستا مدتی را در روستای گنج آباد سکونت داشتند و ایده لو مدتها غیر مسکونی بود و بعدها بتدریج به روستا برگشته اند و منجمله به روشنی بیاد می آورد که در اطراف چشمه آق بلاغ نیزار بوده است که با کودکان دیگر این نیزار را محل  بازی خود تبدیل کرده بودند»»

     

     با بررسی های تاریخی مشخص می‌شود که آخرین حادثه ای که در آذربایجان اتفاق افتاده است و قدرت دفن یک روستا را داشته است زمین‌ لرزهٔ وحشتناکی  است که در سال ۱۷۷۴ میلادی برابر  ۱۱۹۲ هجری قمری و ۱۱۵۳ هجری شمسی و در دوران پادشاهی سلسله افشاریه  سراسر منطقهٔ آذربایجان و به‌خصوص شهر تبریز را لرزاند و از شدت ویرانگری به «بلای وحشتناک» شهرت یافت و بنا به نقل قول زیر تا دوازده فرسنگ هیچ دیواری بر جای نماند و این همان زلزله است که موجب ریزش گنبدهای مسجد کبود تبریز شد.

     

    در کتاب «ریاض‌الجنه» در این‌باره آمده‌است:

     

    ......... زلزلهٔ تبریز بود که شب شنبه سلخ ذی‌حجةالحرام سنهٔ ۱۱۹۳ تامهٔ هجری تخمیناً دو ساعت از شب مزبور گذشته، اتفاق افتاد. به مرتبه‌ای انهدام به شهر و نواحی روی داد که همهٔ ابنیهٔ عالیه و آثار مستحکمهٔ قدیمه از مدارس و مقابر و معابد و

    عمارات و رباطات بالمره خراب گردید؛ از آن جمله شنب‌غازان و مسجد صاحب‌الامر و مسجد جهانشاه و مسجد جامع و مدرسهٔ سیدحمزه و مدرسهٔ صادقیه و طالبیه بود که ثانی‌اثنین یکی از آن‌ها را در کل روی زمین چشم دوربین روزگار ندیده بود، همگی انهدام یافته بی‌اغراق دیواری به بلندی یک وجب نماند و تخمیناً دوازده فرسخ از اطراف به تبعیت شهر انهدام یافت.

     

    آیا دفن روستا در زیر خروارها خاک بواسطه این زلزله بوده است؟

     

    در باره مدفون شدن روستا البته نظر دومی هم وجود دارد که علت مدفون شدن روستا را  رانش و ریزش کوه پیر که در بالای روستا قرار دارد و اصولاً روستا در دل این  کوه ساخته شده است میدانند  ،البته این رانش نیز می‌تواند ارتباط مستقیمی با همان زلزله پیش گفته داشته باشد یا اینکه قبل از زلزله و بر اثر خالی شدن پی کوه اتفاق افتاده باشد.

    بررسی های ریخت شناسی محل نیز وقوع این حادثه را تایید میکند از قبیل موقعیت زمین در محل خرمنلر،کشف اطاقهای آجری در زمین مرحوم غضنفر رزمی در مجاورت خرمنلر،وجود گورستان قدیمی با سنگهای غول پیکر در محل موسوم به خان لیک و.

     

    الله اعلم

     

    نتیجه گیری:

    از مطالب پیش گفته میشود چنین نتیجه گیری کرد که سابقه سکونت انسانی در روستای ایده لو حتی میتواند تا دوران‌های قبل از ظهور زرتشت نیز قدمت داشته باشد زیرا که بسیاری از این نمادها  با دین مهر پرستی که گستره وسیعی از غرب آسیا را زیر نفوذ خود داشت ارتباط پیدا میکنند.

    اما همه اینها میتواند فرضیه باشد که البته اثبات آن نیز بسیار مشکل است و نیاز به بررسی فیزیکی و باستان شناسی دارد، اما یک نکته آشکار است که در این مکان چنان تمدنی وجود داشته که از آجر در بنا و لوله در شبکه آبرسانی زیر زمینی استفاده می‌کرد . اکنون با توجه به قرائن پیش گفته و  اینکه آخرین مجسمه های ساخته شده قوچ در مناطق مختلف و بنابه اسناد و منابع معتبر حداقل قدمتی ۴۰۰ساله دارند و همچنین شروع دوره استفاده از لوله های سفالی به دوران ساسانیان و دوران  اولیه اسلامی  مربوط میشود ، بنابراین و در بدبینانه ترین  حالت برای سکونت در محل فعلی روستای ایده لو خلیفه میتوان قدمتی بین ۴۰۰ تا ۱۰۰۰سال قایل شد.

     

    فراموش نکنیم که هیچیک از نقوش و اشیای دورانهای پیش از تاریخ، و بخشی عظیم از نقش و نگار آثار دورانهای تاریخی نخستین، و دوران اخیر و اسلامی جنبه تزیینی صرف و به اصطلاح «دکوراتیو» نداشته و جملگی برآمده از نیازها و باورها و آیین‏های جامعه‏ای بوده که آنها را تولید می‏کرده است. به عبارت دیگر، این اشیای منقوش و مصالح مورد استفاده  دربردارنده اسطوره‏ها و نمادها و نیازهای ادوار تاریخی مشخص و متمایزی است که بازتاب اوضاع و احوال خاص و طرز زندگی یک جامعه انسانی است.

     

     

     

    سوال بسیار مهم:

    آیا ساکنان فعلی روستا  بازماندگان همان ساکنان قبل از رانش زمین و یا  زلزله و دفن روستا هستند یا بازماندگان مهاجرین جدید به روستا هستند؟

     

    مرحوم اژدر صبری از دوران کودکی خود خاطره ای بیاد می آورد که روزی پیرمردی محاسن سفید و غریب در کنار چشمه قرمیزی بلاغ مویه کنان از دودمان و ایل تبار خود که ساکن در همین روستا بودند فغان میکرد،پیری که نه کسی را شناخت و نه کسی او را شناخت.

    واین حکایت همچنان باقی است ......

     

     

    جعفر اسدی_پاییز 1396



    موضوع: مقالات ایده لویی ها،
    [ شنبه 18 آذر 1396 ] [ 06:06 ب.ظ ] [ جعفر اسدی ]
    رفتن به بالای صفحه